ذكر شد ، تاريخ اسلام به طور مطلق يكى از غنىترين تاريخها است . اما اين بدان معنا نيست كه تدوين آن متأثر از گرايشهاى سياسى و تعصبات مذهبى و غيره نبوده و اباطيل و جعليّات در آن داخل نشده است . چيزى كه بر ما لازم است اين است كه از مبانى قرآنى و اسلامى و شخصيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله ، مقياسى را براى ارزيابى بسيارى از نصوص استخراج كنيم . همچنين در خصوصِ هر شخصيتى كه مىتواند امام معصوم عليه السلام يا غيره باشد به علم كلى در مورد سيره و اخلاقش دست يابيم و در اين راه از قواعد ديگر بحث كه از راه مطالعه و تحقيق طولانى در اين موضوع به دست آمده است ، بهرهگيرى كنيم . همانند تناقض نصوص يا درك اين مطلب كه اين حادثه نمىتواند در آن برههء از زمان يا نسبت به آن شخصيت خاص به وقوع پيوسته باشد و . . . .
بحث اسناد
با وجود عدم اعتماد كامل به امانتدارى مورخان ، نمىتوانيم به اسانيد به عنوان ميزان نهايى و مقياس مطلق در موضوع تاريخ نگاه كنيم ، زيرا اين كار باعث مىشود كه خود را در حصارى بسيار تنگ گرفتار كنيم كه حتى فهرستى اجمالى از سيرهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله و تاريخ صدر اسلام را شامل نمىشود .
به اين ترتيب بسيارى از نصوص را بايد كنار بگذاريم و به اين ترتيب يك محقق ، آزادى لازم براى جستجو در ميان نصوص و استنتاج از آنها را نخواهد داشت .
در اين صورت ، نمىتوان شروط سند را جز دربارهء آنچه كه از ائمهء اهلبيت عليه السلام روايت شده است ، در نظر گرفت و در خصوص نصوص تاريخى چنين چيزى امكان ندارد ؛ زيرا تاريخ به وسيلهء كسانى تدوين شده است كه احياناً امين بودهاند ، ولى نه به طور مطلق . در اين صورت بايد بيشترين دقت را به خرج داد تا قبل از قبول و اطمينان به خبرى ، از عدم جعل و تحريف آن مطمئن شد .
با توجه به كثرت اكاذيب و اباطيل در احاديث و اقوال تاريخى كه نتيجهء تعصّباتِ مذهبى و علايق سياسى و هواهاى نفسانى بوده است ؛ اگر بخواهيم به افراد خاصى از مورخّان و كتابهاى تاريخى استناد و اعتماد كنيم ، در اين صورت از بسيارى از حوادث تاريخى كه در جاهاى مختلف و به وسيلهء افراد مختلف نقل شده است ، محروم مىمانيم . اخبارى كه توانسته پس از عبور از موانع متعدد ، سالم به دست ما برسد و علّت بقاى آن هم اين بوده است كه سياست مداران و متعصبان مذهبى يا آن را