مىباشد و حتى خداوند او را به عنوان اسوه و الگوى مطلق معرفى كرده است :
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ » . « 1 » او همانگونه است كه امام هادى عليه السلام او را در زيارت جامعه معرفى مىكند :
« عصمكمالله منالزلل و آمنكم من الفتن و طهركم من الدنس و اذهب عنكم الرجس و طهركم تطهيراً » ؛ خداوند شما را از لغزشها مصون نگاه داشت و از فتنهها ايمنى بخشيد و از پليدىها پاك گرداند و زشتىها را از شما دور كرد و شما را تطهير كرد .
او معصوم است و از هر عيب و نقص و آفتى كه باعث نفرت مردم گردد ، پاك است . هيچ تشتت يا ضعفى در اعمالش ديده نمىشود و هيچ تناقض يا سخافت در اقوالش مشاهده نمىگردد ؛ بلكه فضائل كامل و صفات والاى انسانى از جهت حكمت و علم و شجاعت و آرامش و وقار و . . . در وى ديده مىشود و در يك كلمه : « او خليفهء الهى در زمين و حجت خدا بر بندگانش مىباشد » .
پس اگر ديديم كه نصّى با اين شخصيت عظيم مطابقت دارد ، آن را مىپذيريم والّا آن را ردّ مىكنيم . ما چگونه مىتوانيم به اين شخصيت عظيم نسبت دهيم كه همسرش عايشه را بر شانههايش سوار كرد تا رقص سياهان را مشاهده كند يا شراب نوشيد يا در حالت ايستاده بول كرد يا در نبوت خود شكّ كرد يا براى نزديكى به مشركان ، بتها را مورد ستايش قرار داد و نظاير آن ؟ !
3 - با اقتدا به قرآن كريم كه صاحبان عقل و خرد را مورد خطاب خويش قرار داده است و عقلِ قطعى مورد اتفاق را به عنوان حَكَم در آنچه مىگويد ، قرار داده است و عقلا را به خاطر مخالفت با دستورهاى عقلشان مذمت كرده است ؛ بايد كه موضع ما در قبال تمام قضاياى تاريخى براساس عقل باشد و امكان حدوث هر حادثهء تاريخى را احتمال بدهيم .
البته اين بعد از آن است كه نصّ ، خالى از تناقض و تعارض باشد و در طبقات راويان و علايق سياسى آنان دقّت كرده باشيم و سلامتى سندِ نص را از دست جاعلان و كذّابان و صاحبان جريانهاى سياسى و غيره ، به اثبات رسانده باشيم .
در اين هنگام است كه مىتوانيم آثارى را از ميراث اسلامى به مسلمانان تقديم كنيم كه باعث
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) ، 21 .