تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
الله صلى الله عليه و آله فرمود : در همين جا توقف مىكنيم . گفته شد : اى رسول خدا ، در اين جا آبى وجود ندارد تا فرود آييم ؟ !

كرامتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله

واقدى با سندى از ناجية بن أعجم أسلمى روايت كرده است : مشركان زودتر از ما به بَلحَح رسيده و بر آب‌هاى آن‌جا مسلط شدند . مسلمانان با تعداد زياد و چار پايان بسيارى كه به همراه داشتند در گرماى شديد به تشنگى دچار شده بودند در حالى كه فقط يك چاه در اختيار داشتند ! از كمى آب اين چاه نزد رسول الله صلى الله عليه و آله شكوه كردند . آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند : دلوى از آب چاه را نزد من بياويد . من يك دلو آب براى آن حضرت بردم . او پس از آن‌كه وضو گرفت ، جرعه‌اى از آب را مضمضه كرد و آن را در داخل ظرف ريخت و آن‌گاه تيرى از تيردان خويش خارج نمود و به من داد و فرمود : به داخل چاه برو و اين آب را در آن بريز و با اين تير ته چاه را تحريك كن . من اين كار را انجام دادم . به خدايى كه او را به حق مبعوث كرده است ، آب از چاه جوشيد ، چنان‌كه ديگ آبى مىجوشد و نزديك بود كه مرا غرق كند ! به سرعت خارج شدم . آب تا لبه‌هاى چاه رسيد و مسلمانان مىتوانستند بدون طناب از چاه آب بردارند و بدين ترتيب همگى سيراب شدند . « 1 »

نفاق در حُديبيه

واقدى مىنويسد : در آن روز عده‌اى از منافقان نشسته بودند و به آب چاه مىنگريستند كه تا لبه‌هاى چاه بالا آمده بود ! ! در اين هنگام أوس بن خَولى به عبدالله بن ابىّ بن سَلول گفت : واى بر تو اى ابوحباب ، آيا وقت آن نرسيده است كه از خواب غفلت بيدار شوى ؟ آيا معجزه‌اى بهتر از اين مىخواهى ؟ ! بر چاهى وارد شديم كه بسيار كم آب بود ؛ اما رسول الله صلى الله عليه و آله از آب آن وضو گرفت و مقدارى از آن را مضمضه كرد و در دلو ريخت و سپس آب دلو را در چاه ريختند و همين باعث شد كه آب چاه
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 588 - 589 ؛ روضهء كافى ، ص 266 ؛ التبيان ، ج 9 ، ص 313 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 167 ؛ سيره ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 322 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 58 و 123 .