حمله كنيم ؛ بر آنان پيروز مىشويم ؛ زيرا نمازشان را قطع نمىكنند . سپس گفت : ولى بعد از اين ، نماز ديگرى مىخوانند كه از چشمشان عزيزتر است . اگر مشغول آن نماز شوند به آنها حملهور مىشويم !
اما جبرئيل پس از نماز ظهر بر رسول الله صلى الله عليه و آله نازل شد و اين آيات را بر وى نازل فرمود :
« وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً * فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً » « 1 » ؛
چون در ميان آنان بودى و براى آنان به ( امامت ) نماز برپا كردى بايد گروهى از آنها سلاح برگيرند و با تو به نماز بايستند و چون سجدهء نماز به جاى آورند اين سپاه عقب بروند و دستهء ديگر كه نماز نخواندهاند ، بيايند و با تو نماز بخوانند ، و احتياط كنند و سلاح خويش برگيرند ، زيرا كافران خوش دارند كه از وسايل و سلاحتان غافل شويد تا غافلگيرتان كنند . اگر بيمار بوديد و يا باران آزارتان مىداد ، مانعى ندارد كه سلاح بر زمين گذاريد ؛ ولى وسايل دفاعى را با خود برداريد ، خداوند عذاب خوار كنندهاى براى كافران آماده كرده است * و چون نماز را به پايان برديد ، خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ياد كنيد و چون آرامش يافتيد ، نماز را تمام كنيد كه نماز در وقتهاى معين بر مؤمنان واجب شده است .
پس از آن رسول الله صلى الله عليه و آله اصحاب خود را به دو گروه تقسيم كرد : گروه اوّل سلاح خويش را برگرفته و در مقابل مشركان صف كشيدند و گروه دوم ركعت اوّل را با رسول الله صلى الله عليه و آله به جاى آورند و نماز خويش را به اتمام رسانده و به جاى گروه اول رفتند تا آنها به نماز بايستند . گروه دوم آمده و در
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) ، 102 - 103 و اين خبر در تفسير قمى ، ج 2 ، ص 310 آمده است .