ركعت دوم پيامبر صلى الله عليه و آله به وى اقتدا كردند و پس از آنها تشهد نماز را خواند ، برخاستند و ركعت دوم نماز خود را به صورت فُرادى به اتمام رساندند . « 1 »
با توجه به اين كه قبل از حديبيه بين مسلمانان و مشركان فاصلهء نزديكى نبوده است كه باعث نماز خوف شده باشد و با عنايت به اين كه سوره نساء در سال چهارم هجرى نازل شده است ، بايد گفت كه اين حادثه مربوط به غزوهء ذات الرقاع بوده است ؛ اما واقدى گفته است كه نماز خوف دوبار رخ داده است و اين آيات براى دومين بار در سال ششم بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شده است . « 2 »
مأموريت شتر پيغمبر
واقدى از ابى سعيد خُدرى نقل كرده است : بيشترين آذوقه ما در آن سفر خرما بود كه رسول الله صلى الله عليه و آله به همراه خود آورده بود . پس از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله اطراق كرد ، فرمود : هر كسى كه آرد به همراه دارد ، نان بپزد .
گفتيم : اى رسول خدا ، مىترسيم كه قريشيان ما را ببينند ! فرمود : خداوند شما را يارى خواهد كرد و شما را نخواهند ديد . پس مسلمانان بيش از پانصد آتش روشن كردند . و پس از پشت سر گذاشتن آن شب ، رسول الله صلى الله عليه و آله نماز صبح را به جماعت به جاى آورد . « 3 »
ابن اسحاق با سندى از مِشور بن مَخرمه نقل كرده است كه رسول الله صلى الله عليه و آله به حركت خويش ادامه داد تا به تنگهء مُرار رسيد . در آن جا شترش از حركت باز ايستاد به گونهاى كه مردم گفتند : شترش بيمار شد و حركت نمىكند ؛ اما رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : شترم هيچ بيمارى نگرفته است ؛ بلكه همان كسى كه فيلها را از حركت به سوى مكه بازداشت ، او را از حركت بازداشته است ! امروز قريشيان هر خواهشى كه از من داشته باشند ، به خاطر خويشاوندى كه با آنها دارم ، خواهش آنها را برآورده مىكنم . « 4 »
واقدى نيز همين خبر را روايت كرده و افزوده است : سپس ناقه آن حضرت صلى الله عليه و آله از جاى خود برخاست و حركت كرد تا آن حضرت را به منطقهء خشكى برد . آن جا آب بسيار كم بود « 5 » ؛ ولى رسول
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 150 و ج 2 ، ص 310 التبيان ، ج 3 ، ص 311 ؛ مجمع البيان ، ج 3 ، ص 157 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 583 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 583 - 585 .
( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 324 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 178 ؛ مناقب ، ج 1 ، ص 202 .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 587 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 178 .