قمى مىنويسد : هنگامى كه قريش از نزديك شدن مسلمانان مطلع شدند ، خالدبن وليد را به همراه دويست اسب سوار به مقابل رسول الله صلى الله عليه و آله فرستادند . « 1 »
ابن اسحاق با سندى از مِسْوَربن مَخرمه نقل كرده است : رسول الله صلى الله عليه و آله به حركت خويش ادامه داد تا به عُسفان كه در دو منزلى مكه قرار دارد ، رسيد . در آن جا بسربن سفيان كعبى را كه پيامبر او را براى جمع آورى اطلاعات به مكه فرستاده بود ، ملاقات كرد . بُسر گفت : اى رسول خدا ، قريشيان از حركت شما مطلع شده و در ذى طوى ( نزديك مكه ) هم پيمان شدهاند كه هرگز به شما اجازه ندهند كه وارد مكه شويد و سپاهى را به فرماندهى خالدبن وليد به كُراع الغميم منطقهاى كه هشت مايل بعد از عُسفان قرار دارد فرستادهاند .
رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : واى بر قريش ! جنگها آنها را خرد و نابود خواهد كرد ! چه مىشد اگر مرا در برابر ساير قبايل عرب وا مىگذاشتند ؟ در اين صورت اگر شكست مىخوردم كه قريش به آرزوى خويش مىرسيد و اگر خداوند مرا بر آنها پيروز مىكرد ، همگى به اسلام وارد مىشدند و اگر اسلام را نمىپذيرفتند ، با قدرت و نفس تازه وارد جنگ با من مىشدند ! نمىدانم كه قريش به دنبال چيست ؟ ! به خدا قسم تا هنگامى كه جان در بدن دارم در راه هدفى كه خداوند مرا براى آن فرستاده است مىجنگم و از پاى نخواهم نشست مگر اينكه پيروز شوم يا كشته شوم .
سپس رسول الله صلى الله عليه و آله دستور فرمودند كه مسلمانان تغيير جهت داده و از سمت راست حركت كنند تا به ثَنيّة المَرار كه جايگاه حُديبيه در پايين مكه است ؛ وارد شوند . « 2 »
آماده باش هميشگى
هنگامى كه مسلمانان به نزديكىهاى مكه رسيدند ، وقت نماز ظهر شد . بلال اذان گفت و رسول الله صلى الله عليه و آله نماز ظهر را به اتفاق مسلمانان به جماعت برپا كرد . خالدبن وليد به همراهانش گفت : اگر در حال نماز
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 310 ؛ اعلام الورى ، ص 98 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 202 .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 323 - 324 .