اتُوعَدُ كُلَّ جَبَّارِ عَنيدٍ * فَهَا أَنَا ذَاكَ جَبَّارٌ عنيدٌ
إذَا مَا جِئْتَ رَبَّكَ يَوْمَ حشرٍ * فَقُلْ يَا رَبِّ خَرَّقَنِي الوَليدُ « 1 »
آيا به هر جبار عنيد وعدهء عذاب مىدهى ؟ همانا من جبار عنيد هستم و اگر در روز قيامت نزد پروردگارت آمدم بگو كه اى خدا ، وليد مرا پاره پاره كرد !
وليد نسبت به ادارهى امور بسيار بىتفاوت بود و مجالس لهو و لعب و آواز خوانى داير مىكرد و به قتل و فساد تظاهر مىكرد و به شراب خوارى مىپرداخت . بىحيايى وى به جايى رسيد كه مىخواست بر بالاى كعبه خيمهاى از پارچهء ديبا بر پا كند و در آن بنشيند و شرابخوارى كند كه نزديكانش او را از شورش مردم ترساندند و او هم منصرف شد . « 2 »
ب ) دليل دوم اين است كه اين دين در مقابل شهوات و فسادهايشان ايستادگى مىكرد و بر خلاف مصالحشان بود .
ج ) همچنين آنها مىخواستند با ارائه تصويرى زشت از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و اسلام ، تمام انحرافات و سبك سرىهاى نظام حاكم را توجيه كنند و از زشتى و كراهت آن در چشمان مردم بكاهند و اين امكان نداشت ، مگر اينكه تفاوتهاى فاحش بين ديدگاهها و رفتارهاى خود و رسول اكرم صلى الله عليه و آله را بردارند . « 3 »
در اينجا به گوشهاى از تخريب شخصيت نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله به وسيلهء امويان اشاره مىكنيم :
كميت اسدى رسول اكرم صلى الله عليه و آله را در قصيدهء بائيه اين گونه مدح مىكند :
الى السراج المُنيْر احمد ، لا * يعدلنى عنه رغبة و لا رهب
عنه الى غيره ، و لو رفع النا * س إلىّ العيون و ارتقبو
او قيل : افرطت . بل قصدت ولو * عنّفنى القائلون ، او ثلبوا !
اليك يا خير من تضمنّت الار * ض و ان عاب قولى العيَب
لَجَّ بتفضيلك اللسان ولو * اكثر فيك الضجاج و اللُجب
تقديم به چراغ روشنىبخش ، حضرت محمد صلى الله عليه و آله ، كه وعده و وعيد نمىتواند مرا از مدح او به
هامش
( 1 ) . مروجالذهب ، ج 3 ، ص 229 .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 333 و به نقل از أغانى و طبرى در بهج الصباغة ، ج 5 ، ص 340 .
( 3 ) . اضواءٌ عَلَى السنَّةِ المحمديه ، ابوريّه .