تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
مدح ديگرى سوق دهد . اگر چه مردم چشم‌ها را به من بدوزند و گردن‌ها را به سوى من برافرازند و بگويند : اى كميت تو افراط كرده‌اى ؛ بلكه من ميانه‌روى كرده‌ام ، اگر چه گويندگان نسبت به من بد رفتارى كنند و مرا سرزنش نمايند . تقديم به تو اى بهترين كسى كه زمين تو را در بر گرفته است اگر چه گفتار من سراسر عيب باشد . زبان به شمردن فضيلت‌هاى تو پيوسته مىچرخد ؛ اگر چه به خاطر مدح تو داد و فريادها زياد مىشود . چه كسى است كه سعى مىكند با ترغيب يا تهديد ، كميت را از مدح پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله باز دارد ؟ آنها مىخواهند كه چه كسى به جاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مدح و ثنا شود ؟ مگر كميت چگونه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مخاطب خويش ساخته است ؟ مگر جمله‌اى غير از اين گفته است كه : اى بهترين موجود هستى ! ؟ كه اين‌چنين مورد عتاب و عيب‌جويى قرار گرفته و به وى گفته شده است كه : در مدح پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله افراط كردى ؟ ! و چه كسى است كه داد و فرياد و اعتراض را عليه نبى اكرم صلى الله عليه و آله زياد مىكند ؟ ! شايد در وراى اقدامات امويان به سياست خطرناكى پى برده كه گفته است :
رضوا بخلاف المهتدين و فيهم * مخّبأة اخرى تصان و تعجب
به راهى بر خلاف راه هدايت كنندگان راضى شدند و در دل آنها راز ديگرى هست كه افشا نمىگردد . و شايد كه منظور او از راز ديگر ، تخريب دين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بعد از تخريب شخصيت وى بوده است . آنچه را كه علماى رجال و طبقه شناسان در شرح حال خالد بن سلمة مخزومى مشهور به « فأفاء » نوشته‌اند ، حكايت از آن دارد كه وى اشعارى را در هجو پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى بنى مروان مىسرود . « 1 » هم‌چنين در شرح حال عمروبن عاص نقل كرده‌اند : او به شلاق زدن مردى نصرانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را سب كرده بود ، راضى نشد . « 2 » همچنين موّرخان در مورد علل قيام زيد بن على بن حسين نقل كرده‌اند : او بر هشام بن عبدالملك وارد شد و شنيد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را نزد وى سبّ مىكنند و او از آن جلوگيرى نمىكند . « 3 »
هامش
( 1 ) . دلائل‌الصدق ؛ مظفر ، ج 1 ، ص 29 و ر . ك : بحوث مع اهل‌السنّه والسلفيه ، ص 101 . ( 2 ) . الاصابة ، ج 3 ، ص 195 ، از بخارى در تاريخش با سند صحيح و الاستيعاب در حاشيه الاصابة ، ج 3 ، ص 193 . ( 3 ) . كشف‌الغمة ؛ اربلى ، ج 2 ، ص 352 و كتاب‌هاى رجالى و تراجم در شرح زندگانى زيد بن على ( رض ) .