تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥

زخمى شدن سعد بن معاذ

به دنبال تير اندازى بين دو لشكر ، ابن عَرِقَه تيرى را به سوى سعد بن معاذ پرتاب كرد و تير به ران وى اصابت كرد . هنگامى كه وى تير را انداخت ، گفت بگير اين تير را كه من إبن عَرِقَة هستم . سعدبن معاذ گفت : خداوند رويت را با آتش جهنم بسوزاند ! سپس دست به دعا برداشت و گفت : خدايا اگر چيزى از جنگ قريش باقى گذاشته‌اى ، مرا زنده بدار تا با آنها بجنگم ؛ زيرا بسيار دوست دارم با قومى كه رسول تو را تكذيب كرده و او را از حرم تو اخراج كردند ، بجنگم . خدايا اگر قرار است كه جنگى ميان ما و آنها رخ ندهد ، به من توفيق شهادت را عنايت فرما و مرا نميران تا چشمان من با ديدن خوارشدنِ بنى قُريظة روشن گردد ! سعد بن معاذ از بزرگان اصحاب و مورد علاقهء خاص رسول خدا صلى الله عليه و آله بود . وقتى كه زخمى شد او را نزد رسول اللّه صلى الله عليه و آله آوردند و او در كنار آن حضرت بر زمين دراز كشيد . رسول اللّه صلى الله عليه و آله زخم او را با آهن سرخ شده داغ كرد تا خون بند بيايد . « 1 » سپس به اصحابش فرمود : او را در خيمهء رُفيده ( در مسجد ) بگذاريد تا از نزديك او را عيادت كنم . « 2 »

اختلاف احزاب

قمى در تفسير خود مىنويسد : مسلمانان در آماده باش كامل به سر مىبردند ، چون مشركان به بنىقريظه اصرار مىكردند كه هر چه زودتر از پشت به مسلمانان حمله كنند . در نيمهء همان شب نُعيم بن مسعود أشجعى نزد رسول اللّه صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، من چند روز پيش به خدا ايمان آورده و تو را تصديق كرده‌ام ، اما ايمان آوردن خويش را از كفار پنهان داشته‌ام . و حال در لشكر احزاب هستم . اگر بفرماييد در كنار شما بيايم و شما را يارى كنم ، اين كار را خواهم كرد و اگر دستور دهيد كه بين يهوديان و قريش اختلاف بيندازم ، كارى مىكنم كه يهوديان از قلعه‌هاى خود خارج نشوند !
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 469 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 250 و در تفسير قمى ، ج 2 ، ص 188 آمده است : رسول الله صلى الله عليه و آله خيمه‌اى براى سعد در مسجد برپا كرده بود و دائماً او را عيادت مىكرد .