پرداختند ، اما حُذيفة بن يمان به دفاع از آن حضرت عليه السلام پرداخت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
صبر كنيد به زودى على عليه السلام علت مكث كردن خودش را توضيح مىدهد .
پس از لحظاتى على عليه السلام سر عمرو را جدا كرد و در حالى كه در اثر ضربهء عمرو از سر وى خون جارى بود و از شمشيرش خون مىچكيد ، نزد پيامبر آمد و سر عمرو را مقابل آن حضرت انداخت و اين شعر را خواند :
أنَا عَلىٌ و ابنُ عَبْدُ المطّلبْ * الموتُ خيرٌ لِلْفَتى مِنَ الهِرَبْ
من على ، فرزند عبدالمطلب هستم ، كشته شدن براى يك جنگجو بهتر از فرار است .
پيامبر صلى الله عليه و آله از علّتِ درنگ و مكث وى در جدا كردن سر عمروسؤال كرد و آن حضرت فرمود : او به مادرم فحش داد و آب دهان به صورتم انداخت . من ترسيدم كه اگر در همان لحظه او را بكشم به خاطر هواى نفسم باشد ؛ لذا از كشتن وى در همان لحظه منصرف شدم تا خشمم فرو نشيند و آنگاه او را به قصد قربت كشتم . « 1 »
سپس از محمد بن اسحاق روايت كرده است : عُمر از آن حضرت پرسيد : چرا زرهء او را در نياوردى كه سه هزار درهم مىارزد و در ميان زرههاى عرب منحصر به فرد است ؟ !
فرمود : من حيا كردم كه پسر عمويم را برهنه كنم . « 2 »
سپس نبى اكرم صلى الله عليه و آله گرد و خاك را از چهرهاش پاك كرد و فرمود : اگر كار امروز تو با تمام اعمال و كارهاى امت محمد سنجيده شود ، هر آينه بر آنها رُجحان دارد ! « 3 »
شدت درگيرى
به دنبال كشته شدن عمرو چند نفر از مشركان قريشيان به اردوگاه خويش در عقيق بازگشتند و غطفان هم به اردوگاه خود رفتند و قرار گذاشتند كه فردا همگى در كنار خندق حاضر شوند . قريشيان و
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابىطالب ، ج 2 ، ص 115 .
( 2 ) . همان ، ص 117 - 118 .
( 3 ) . كنزالفوائد ، ص 138 . چنان كه در بحارالانوار ، ج 20 ، ص 215 - 216 آمده است . و آنچه را در اينجا فرموده ، همان است كه بعداً در حديث مشهور آمده است كه : « ضربهء على در روز خندق بهتر از - يا معادل - عبادت جنّ و انس بوده است » .