تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
قمى مىنويسد : عَمْرو بن عَبدوَدّ و هُبيرة بن وَهْب و ضرار بن خطّاب « 1 » به كنار خندق آمدند و ناگهان اسب‌هاى خويش را هِى كردند و از خندق گذشتند . در آن‌جا عَمْرو بن عبدوَدّ نيزه‌اش را بر زمين كوبيد و در اطراف آن به جولان پرداخت و اين اشعار را مىخواند : ولقد بُحِحْتُ مِنَ النَّداءِ بِجَمْعِكُم : هَلْ مِنْ مُبَارِزْ . . . از بس كه در ميان شما فرياد زدم : هل من مبارز صدايم گرفت و از آن‌جا كه شجاعان شما ترسيده‌اند ، هم‌چنان در اين‌جا ايستاده‌ام و منتظر هماورد هستم . من هم‌چنان براى ورود به مهلكه‌ها و سختىها عجله دارم ، همانا شجاعت - براى يك جوانمرد - و سخاوتمندى از بهترين صفات است . « 2 » نبى اكرم صلى الله عليه و آله سه بار فرمود : چه كسى به مبارزه با عمرو مىرود در حالى كه از سوى خدا بهشت را براى او ضمانت مىكنم ؟ ! هر بار على عليه السلام برمىخاست و ديگران سر خود را پايين مىانداختند . سپس على عليه السلام را فرا خواند و با دستان خود عمامه به دور سرش پيچيده و فرمود : همانا تمام ايمان در مقابل تمام كفر قرار گرفته است . « 3 » و با سندى از امام باقر عليه السلام روايت كرده است : در آن روز نبى اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : خدايا ، عبيده را در روز بدر از من گرفتى و حمزه را در روز احد و اين برادرم ، على بن ابىطالب است ، پس خدايا : « رَبِّ لاتَذَرنى فرداً وَ انْتَ خيرُ الوارثين » « 4 » ؛ خدايا ، مرا تنها مگذار و تو بهترين وارث هستى ! حلبى ساروى در مناقب نوشته است : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حالى كه بر زانوهايش نشسته بود و دستهايش را به سوى آسمان دراز كرده بود و اشك‌هايش جارى بود ، چنين دعا مىكرد : « يَا صَرِيخَ المَكْروْبِيَن ، يَا مُجيبَ دَعْوَةَ المُضْطَرّينَ ، اكْشِفْ هَمَّى وَ كَرْبِى ، فَقَدْتَرى حَالى ! » اى فرياد رس بيچارگان ، اى اجابت كنندهء درخواست درماندگان ، تو كه حال مرا مىبينى ، پس مشكل و غم را از من‌برطرف كن . « 5 »
هامش
( 1 ) . و در ارشاد ، ج 1 ، ص 96 اسامى عِكرمة بن ابى جهل و مرداس القهرى ، جدّ ضرار بن خطّاب هم اضافه شده است . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 183 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 19 ، ص 61 ؛ بحارالانوار ، ج 39 ، ص 1 . ( 4 ) . انبياء ( 21 ) ، 89 . ( 5 ) . مناقب آل ابىطالب ، ج 1 ، ص 198 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 420 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى