سپس آن حضرت صلى الله عليه و آله در ميان مسلمانان ايستاد و آنها را به جنگ و جهاد عليه دشمن دعوت و تشجيع كرد و به آنها وعده داد كه خداوند ياريشان خواهد كرد . « 1 »
مبارزهء عمرو عبدود با على عليه السلام
قاضى نعمان مصرى مىنويسد : مشركان به كنار خندق آمده و به آن مىنگريستند ، امّا از ورود به آن مىترسيدند ؛ زيرا تا آن زمان مثل آن را نديده بودند . آنها سواره و پياده دركنارهء آن راه مىرفتند و فرياد مىزدند : چرا به جنگ و مبارزه نمىآييد ؟
مسلمانان به دستور رسول اللّه صلى الله عليه و آله در حالى كه سلاح جنگ پوشيده بودند ، در پشت خاكريز خندق سنگر گرفته و تكان نمىخوردند و هيچ حرفى نمىزدند !
يك ماه به همين وضع گذشت و جنگى بين آنها رخ نداد . فقط از دو طرف خندق تير و سنگ به سوى همديگر پرتاب مىكردند . با طولانى شدن محاصره و تمام شدن آذوقه ، مشركان به مشورت با هم پرداختند . آنها از ميان خود عدهاى را انتخاب كردند كه ناگهان از خندق عبور كرده و بر رسول اللّه صلى الله عليه و آله حمله ور شوند . براى همين قهرمانان خود را برگزيدند كه شجاعترين و قوىترين آنها عَمرو بن عبدوَدّ « 2 » بود و همه به برترى او معترف بودند . او در بدر شركت كرده و زخمى شده بود ، امّا خود را نجات داده بود . در احُد شركت نكرده بود ؛ لذا مىخواست كه نشان دهد از قهرمانان قريش است . او علامتى بر كلاهخود گذاشته بود تا بدان وسيله شناخته شود .
اين عده به سوى خندق آمدند و در كنارهء آن حركت كردند تا به قسمت باريكى رسيدند . در آنجا ناگهان اسبهاى خويش را راندند و از خندق پريدند . بقيه در پشت خندق ايستادند و منتظر ماندند تا ببينند كه چه پيش مىآيد . مسلمانان بنا به دستور رسول اللّه صلى الله عليه و آله در جايگاه خويش ثابت ماندند و سنگرهاى خود را ترك نكردند . « 3 »
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 95 - 96 ؛ سيره ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 234 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 477 .
( 2 ) . ودّ : اسم بت بنى عامر ، از عشيرهء عَمْرو بود و اسم آن در سورهء نوح هم آمده است : « وَقالُوا : لَاتَذَرُنّ آلهتكم وَلَاتَذَرُنَّ ودّاً وَلَا سُواعاً . . . » ؛ گفتند : خدايان خويش را رها نكنيد و ودّ و سُواع را تنها مگذاريد . . . » ، ( نوح ( 71 ) ، 23 .
( 3 ) . شرح الأخبار ، ج 1 ، ص 292 - 293 ؛ مجمع البيان ، ج 8 ، ص 537 .