و به سختى تكان خوردند . چون منافقان و بيمار دلان مىگفتند خدا و پيامبرش جز فريب به ما وعدهاى ندادهاند .
هنگامى كه نبى اكرم صلى الله عليه و آله دلهرهء مسلمانان و كارشكنى منافقان را ديد ، احتمال داد كه ممكن است حوادث ناگوارى در ميان مسلمانان پيش آيد ، از اين رو قاصدى را نزد عُيَيْنَة بن حِصن فرماندهء غطفان فرستاد و به وى وعده داد كه اگر غطفان را بازگرداند ، يك سوّم محصولات مدينه را در آن سال به وى بدهد . « 1 »
شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : نبى اكرم صلى الله عليه و آله قاصدى نزد عُيَيْنة بن حِصن و حارث بن عوف مرّى كه از فرماندهان غَطَفان بودند فرستاد و آنها را به صلح و بازگرداندن قبيلهء خود و انصراف از جنگ دعوت كرد و به آنها وعده داد كه در مقابل ، يك سوم حاصل مدينه را به آنها بدهد . سپس با سعد بن معاذ و سعد بن عباده در مورد پيغامى كه براى عُيَينه و حارث فرستاده بود به مشورت پرداخت .
آنها گفتند : اى رسول اللّه ، اگر از سوى خدا به اين كار مأمور شدهاى و در اين باره وحى نازل شده است ، ما بايد بدان عمل كنيم و شما هرگونه كه مىخواهيد عمل كنيد . و اگر مختار هستيد كه در اين صورت ما هم نظرى داريم .
آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : در اين مورد وحى نازل نشده است ؛ اما من ديدم كه اعراب بر ضد شما متحد شدهاند و از هر طرف بر شما هجوم آوردهاند ؛ لذا مىخواستم كه اتحاد آنها را در هم بشكنم .
سعد بن مُعاذ گفت : هنگامى كه ما مشرك بوديم و خدا را نمىشناختيم و او را عبادت نمىكرديم و بت مىپرستيديم ، هيچ گاه از محصولاتمان چيزى به آنها نمىداديم ، مگر از راه معامله و داد و ستد .
و حال كه خداوند به وسيلهء اسلام ما را هدايت كرده و ما را عزيز و شريف قرار داده است ، اموالمان را به آنها بدهيم ؟ !
هيچ احتياجى به اين كار نداريم . به خدا قسم كه چيزى جز برق شمشيرهايمان را به آنها نمىدهيم تا وقتى كه خدا بين ما و آنان حكم كند !
رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود : حال فهميدم كه چگونه هستيد . بر همين حال پايدار باشيد و بدانيد كه خداوند پيامبرش را خوار نخواهد كرد و به وعدههايى كه به او داده است وفا خواهد نمود .
هامش
( 1 ) . شرح الاخبار ، ج 1 ، ص 293 .