« إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ . . . وَكانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً » « 1 » ؛
« آنگاه كه از بالا و پايين به شما حمله بردند و آندم كه چشمها خيره شد و جانها به گلو رسيد و گمانهاى گوناگونى به خدا برديد ، در آنجا مؤمنان آزمايش شدند و به سختى تكان خوردند ؛ چون منافقان و بيمار دلان مىگفتند : خدا و پيامبرش جز فريب به ما وعدهاى ندادهاند . و نيز هنگامى كه گروهى از آنها گفتند : « اى يثربيان اينجا جاى ماندن شما نيست ، برگرديد . »
گروهى از آنها از پيامبر اجازه مىخواستند و مىگفتند خانههاى ما بى حفاظ است ، در حالى كه بى حفاظ نبود و مىخواستند فرار كنند .
اگر در اطراف شهر افراد متزلزل را محاصره و به آنها پيشنهاد بازگشت به كفر و شرك مىكردند بى درنگ مىپذيرفتند .
حال كه آنها پيش از آن ، با خدا پيمان بسته بودند كه به دشمن پشت نكنند و خدا از پيمان خود بازخواست خواهد كرد .
بگو : « فرار از مرگ و كشته شدن به حالتان مفيد نيست و در اين صورت بهرهمندى شماجز مدت كوتاهى نخواهد پاييد . »
بگو : « اگر خدا خواستار مصيبت يا رحمتى براى شما باشد چه كسى در برابر ارادهء او حفظتان مىكند و غير از خدا دوست و مددكار نخواهيد يافت .
خداوند به خوبى كسانى را كه مردم را از جنگ باز مىداشتند و كسانى را كه به برادران خود مىگفتند به سوى ما بياييد و جز اندكى به كارزار نمىآيند ، مىشناسد .
آنها بر شما بخل مىورزند و در زمان ترس آنها را مىبينى كه نگاهت مىكنند و ديدگانشان برمى گردد ، مثل اينكه از سكرات مرگ بى هوش شدهاند ، امّا وقتى بر طرف شد ، با زبان تند از حرص مال ( غنايم ) شما را مىرنجانند ، آنها ايمان نياوردهاند و خداوند اعمالشان را تباه كرده است و اين كار بر خدا آسان است .
آنها گمان مىكردند كه احزاب نرفتهاند و اگر بازگشتى در كار باشد دوست دارند به ميان
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) ، 10 - 25 .