تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
سعدبن معاذ و اسيدبن حُضير را كه از أوس و هم‌پيمان بنى قريظه بودند طلبيد و به آنها فرمود : نزد بنى قريظه برويد و ببينيد كه چه كرده‌اند ؟ اگر پيمان شكنى كرده بودند ، هنگامى كه برگشتيد هيچ كس را از آن باخبر نكنيد و بگوييد : عضَل و القارّه . اين به خاطر آن بود كه عضَل و القارّه دو قبيله از اعراب بودند كه اسلام را پذيرفتند و سپس راه مكر و حيله را در پيش گرفتند ، براى همين اگر كسى راه مكر و حيله را در پيش مىگرفت ، گفته مىشد : عضَل و القاره . سعد بن معاذ و اسيد بن حُضير به كنار در قلعه آمدند . كعب به لبهء ديوار قلعه آمد و به سعد و رسول اللّه صلى الله عليه و آله ناسزا گفت ! سعد گفت : تو همانند روباهى هستى كه به لانه‌اش خزيده است ! به زودى قريشيان باز مىگردند آن‌گاه رسول اللّه صلى الله عليه و آله شما را محاصره خواهد كرد و تو را به خاك مذلّت نشانده و گردنت را خواهد زد ! سپس نزد رسول اللّه صلى الله عليه و آله بازگشتند و گفتند : عضل و القاره . رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود : خدا آن‌ها را لعنت كند .

تزلزل بعضى از مسلمانان !

كم كم اين قضيه آشكار گشت . مشكلات زياد شد و ترس و دلهرهء عجيبى مسلمانان را فرا گرفت ، زيرا دشمن از بالا و پايين بر آنها هجوم آورده بود . در اين اوضاع بسيارى از مسلمانان به شك و ترديد افتادند و نفاق بعضى از منافقان آشكار شد . معتِّب بن قُشير از بنى عَمْروبن عَوف گفت : محمّد به ما وعده مىداد كه به گنج‌هاى كسرى و قيصر دست مىيابيم ؛ اما حالا بر جان خويش ايمن نيستيم تا به دستشويى برويم ! « 1 » أوس بن قيظىّ از بنى حارثه گفت : اى رسول خدا ، خانه‌هاى ما در خارج از مدينه واقع شده است و محافظى ندارد . به ما اجازه بده كه به خانه هايمان برويم . خداوند متعال در سورهء احزاب در باره اين افراد مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . با اين وجود ابن هشام نوشته : بعضى از اهل علم گفته‌اند : معتِّب از منافقان نبوده است ! و استدلال كرده به اين‌كه او از بدريّون بوده است ! و اين مطلب را واقدى از ابن كعب قرظى روايت كرده است . ( ج 2 ، ص 459 - 460 ) .