تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
ابو اسيد ساعدى مىگويد : ما از غم و اندوه چنان شده بوديم كه تسليم هر كسى مىشديم كه قصد ما را مىكرد . كم كم چُرت زدن ما را فرا گرفت و خوابيديم تا آن‌جا كه سپرهاى چرمى ما به يكديگر برمىخورد . ابوالسير مىگويد : من همراه چهارده نفر از قوم خود در كنار رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله بوديم كه خواب ما را فرا گرفت . هيچ فردى باقى نماند ، مگر اين‌كه به خواب عميقى فرو رفت و ديدم كه شمشير بِشر بن بَراء بن مَعْرور از دستش افتاد و او متوجه نشد . ابو طَلْحه مىگويد : خواب ما را فرا گرفت ، به طورى كه شمشير از دستم افتاد . البته اين خواب اهل ايمان و يقين را فرا گرفت و اهل نفاق و شك از آن بىنصيب ماندند و مشغول صحبت دربارهء خود بودند . زُبير بن عَّوام مىگويد : خواب ما را فرا گرفت و من كه نيمه خواب بودم شنيدم كه معتب بن قشير مىگويد : اگر ما بر حق بوديم در اين‌جا كشته نمىشديم . و در اين مورد آيهء 154 از سورهء آل عمران نازل : « ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ وَطائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ للَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا . . . » ؛ « آن‌گاه پس از اندوه ، آرامشى بر شما فرستاد ، اين آرامش ( خلسه مانند ) جمعى از شما را فرا گرفت و ديگران در فكر جان خويش بودند ، آنها دربارهء خدا گمان‌هاى نادرستى همچون گمان‌هاى دوران جاهليت داشتند و مىگفتند : « آيا چيزى نصيب ما مىشود ؟ . » بگو : « همهء كارها به دست خدا است . » آنان در دل خود امورى را پنهان مىدارند و آن را بر تو آشكار نمىكنند ، مىگويند : « اگر اختيارى داشتيم در اين‌جا كشته نمىشديم . »

نگرانى مسلمانان

كم كم تاريكى همه جا را فرا گرفت . لشكر قريش حركت كرده بود . سكوت بر همه جا حكمفرما شد
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 358 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى