تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
همچنين عبدالله از رسول خدا صلى الله عليه و آله در خواست كرد تا تركه‌اش را بپذيرد و آن حضرت صلى الله عليه و آله پذيرفت . پس از بروز جنگ ، عبداللّه آن قدر جنگيد تا به شهادت رسيد و كاملًا مُثله شد . « 1 » واقدى مىگويد : مالك بن دُخْشُم از كنار خارجة بن زيد بن ابى زهير گذشت و ديد كه خارجه سيزده زخم برداشته است ! به او گفت : آيا مىدانى كه محمد كشته شد ؟ ! خارجه گفت : اگر محمد كشته شده باشد ؛ خداى محمد كه زنده است و نمىميرد ، محمد رسالت پروردگار خود را به انجام رسانيد و تو هم بايد در راه دين خودت جهاد كنى ! از كنار سعد بن ربيع گذشت كه دوازده زخم برداشته بود . به او گفت : آيا مىدانى كه محمد كشته شده است ؟ سعد گفت : من شهادت مىدهم كه محمد رسالت پروردگارش را ابلاغ كرد . تو در راه دين خود جهاد كن و بدان كه خداوند زنده است و نمىميرد . انس بن نَضْر بن ضَمْضَم ، عموى أنس بن مالك ، از كنار گروهى از مسلمانان كه در گوشه‌اى نشسته بودند و عمر بن خطّاب هم در ميان آنها بود ، گذشت . پرسيد : چرا نشسته‌ايد ؟ گفتند رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله كشته شده است . پرسيد : زندگىِ پس از رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله را مىخواهيد چه كنيد ؟ برخيزيد و در همان راهى كه او كشته شد ، كشته شويد و خودش آن قدر جنگيد تا شهيد شد . ثابت بن دَحْداحه مشاهده كرد كه مسلمانان پراكنده شده و رشتهء كار از دستشان خارج شده است ، لذا فرياد زد : اى جماعت انصار ، به سوى من بياييد ، من ثابت بن دَحْداحه هستم ، اگر محمّد كشته شده است ، خداى محمد زنده است و نمىميرد ، پس در راه دينتان بجنگيد و بدانيد كه خداوند ياور و پشتيبان شما است ! عده‌اى از انصار به سوى او شتافتند و با هم بر مشركين حمله كردند . در مقابل گروهى از مشركان كه از جملهء آنها خالد بن وليد و عَمْرو بن عاص و عِكرمة بن ابى جهل و ضرار بن خطّاب ( برادر عمر ) بودند ، بر آنان حمله‌ور شدند و پس از مدتى درگيرى ، همراهان ثابت به شهادت رسيدند . آن‌گاه خالد با نيزه بر ثابت حمله كرد و او را به شهادت رساند . اينها آخرين افراد مسلمانان بودند كه كشته شدند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 291 .