بود . مسلمانان به آرامى از سينه كوه احد پايين آمدند ، اما نمىدانستند كه لشكر قريش قصد كجا را دارد و آنها بايد چه موضعى را اتخاذ كنند .
طبرسى در إعلام الورى مىنويسد : سپس رسولاللّه صلى الله عليه و آله على عليه السلام را فرا خواند و فرمود : برو ببين كه قصد كجا را دارند . اگر سوارِ اسبها شدهاند و شترها را يدك مىكشند ، قصد مدينه را كردهاند و اگر سوار شترها شدهاند و اسبها را يدك مىكشند ، قصد مكه را كردهاند . على عليه السلام پيش رفت و مشاهده كرد كه سوار شترها شدهاند و اسبها را به يدك مىكشند . او فوراً بازگشت و گزارش خود را تقديم كرد . وقتى مسلمانان شنيدند كه مشركان قصد مكه را كردهاند ، خيالشان راحت شد . « 1 »
تفحص از شهيدان و مجروحان
شيخ صدوق در معانى الاخبار با سندى از خارجة بن زيد بن ثابت از پدرش نقل مىكند :
رسولاللّه صلى الله عليه و آله مرا به جستوجوى سعد بن ربيع فرستاد و فرمود : اگر او را پيدا كردى ، سلامم را به او برسان و بگو ، حالت چطور است ؟
پس من شروع به جستجو ميان شهدا پرداختم تا او را پيدا كردم . شمشير و نيزه و تير زيادى بر بدن او زده بودند . به او گفتم : رسولالله صلى الله عليه و آله سلام مىرساند و مىگويد : حالت چطور است ؟ سعد گفت : سلام مرا به رسولاللّه صلى الله عليه و آله برسان و به انصار بگو : هيچ عذر و بهانهاى نزد پروردگار نخواهيد داشت اگر به رسولاللّه صلى الله عليه و آله آسيبى برسد و يكى از شما زنده باشد ! و آنگاه جان سپرد . « 2 » سپس نزد رسولاللّه صلى الله عليه و آله آمدم و آنچه اتفاق افتاده بود را به عرض وى رساندم . آن حضرت رو به قبله كرد و دست به دعا برداشت و فرمود : خدا سعد را رحمت كند كه در زندگى ما را يارى نمود و هنگام شهادت ، دربارهء ما سفارش كرد . « 3 »
سپس رسولاللّه صلى الله عليه و آله فرمود : چه كسى از عمويم حمزه اطلاع دارد ؟ حارث بن صِمّه عرض كرد : من جاى او را مىدانم . پس به موضع شهادت حمزه آمد ، اما وقتى كه آن حالت را ديد ، ديگر پيش رسولاللّه بازنگشت تا رسولاللّه صلى الله عليه و آله را از جايگاه حمزه آگاه كند .
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 124 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 181 ؛ سيرهءابن هشام ، ج 3 ، ص 100 ؛ مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 299 .
( 2 ) . معانى الأخبار ، ص 102 ؛ بحارالانوار ، ج 20 ، ص 74 - 75 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 293 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 100 .