تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
ابن هشام مىگويد : فرياد زننده همان شيطان ( أزَبُّ العَقَبة ) « 1 » بوده است . ابن اسحاق به شيطان تصريح نكرده ، بلكه گفته است : گويندهء اين سخن ابن قَميئه بود كه فرياد زد : من محمد را كشتم . « 2 » از قاسم بن عبدالرحمن از طايفهء بنىالنجّار نقل شده است : عده‌اى از مهاجران و انصار كه از جملهء آنها عمر بن خطّاب و طلحة بن عبيدالله بودند از عقب‌نشينى و دست روى دست گذاشتن خود عذر خواهى كردند . « 3 » واقدى خبر صيحهء ابليس را در چهار موضع تكرار كرده است . « 4 » سپس با سندى از ابى بشير مازنى نقل كرده است : وقتى شيطان ( ازَبُّ العَقَبه ) صيحه زد كه : همانا محمد كشته شد - هنگامى كه خدا آن را اراده كرد [ ؟ ! ] - اختيار امور از دست مسلمانان خارج شد و به هر طرف متفرق شدند و به بالاى كوه پناه بردند . « 5 » مازنى صيحه را به شيطان ( و نه خود ابليس ) نسبت مىدهد ، تعليل مىكند كه خداوند از اين صيحه امورى را اراده كرده بود [ ؟ ! ] در اين صورت متفرق شدن مسلمانان خارج از اختيار آنها بوده است و مجبور بوده‌اند ؟ ! سپس واقدى از عمر نقل مىكند كه مىگفت : هنگامى كه شيطان صيحه زد : محمد كشته شد ، من با سرعت تمام همانند يك بزكوهى از كوه بالا رفتم تا به نبى اكرم صلى الله عليه و آله رسيدم كه مشغول خواندن اين آيه بود : « و ما محمدٌ إلّا رسولٌ قد خَلَتْ من قبلِه‌ِالرسل . . . » . « 6 » از اين سخنان ، چنين بر مىآيد كه گويى نبى اكرم صلى الله عليه و آله قبل از همهء يارانش و قبل از صيحه به بالاى كوه پناه برده است و پس از صيحهء شيطان ، اصحابش نيز به وى ملحق شده‌اند ؟ ! آن‌گاه آياتى از سورهء آل عمران بر وى نازل شده است ، و هنگامى كه ياران به وى رسيده‌اند ، او آن آيات را قرائت مىكرده است ؟ !
هامش
( 1 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 82 و در مورد ازب‌ّالعقبة ابن اثير در النهايه ، ج 1 ، ص 28 مىگويد كه اين از اسماء شياطين است . ( 2 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 99 . ( 3 ) . همان ، ص 88 . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 232 . ( 5 ) . همان ، ص 235 . ( 6 ) . همان ، ص 293 .