تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
ايجاد شده در صدر اسلام ، باعث جعل احاديث بسيارى شد و اين در حالى است كه تا اواخر عصر اموىها ، كتاب حديثى تدوين نشد ، زيرا خليفه دوم آن را منع كرده بود . او اعلام كرد كه مىخواهم سنت‌ها را بنويسم ؛ ولى از نوشتن آنها منصرف شد و گفت : « به خدا قسم من كتاب خدا را هرگز با چيزى مخلوط نخواهم كرد » . سپس نامه‌اى به مناطق مختلف به اين مضمون نوشت : « هر كسى كه نوشته‌اى غير از قرآن نزد خود دارد ، بايد آن را محو و نابود كند » . اين وضعيت تا سال 90 ه . ق ادامه داشت ، مگر در زمان حكومت اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام و فرزندش امام حسن عليه السلام كه بر خلاف اين رويه عمل مىشد تا اين‌كه عمر بن عبدالعزيز دستور داد احاديث را جمع‌آورى و تدوين كنند . « 1 » اما اين‌كه چگونه شخصى مثل بخارى قصهء غرانيق را ذكر كرده است ؛ نووى در شرح صحيح مسلم چنين عذر مىآورد : « گروهى بر بخارى و مسلم اشكال كرده‌اند كه چرا به شروط نقل خبر عمل نكرده‌اند ، در حالى كه اين دو به مقياس‌هاى سند و وثوق در روايت ، ملتزم بوده‌اند ، و اين دو را ملاك قبول يا ترك حديث مىدانسته‌اند » . اما اين مقياس‌ها به تنهايى كافى نيست ؛ بلكه بهترين مقياس براى سنجش حديث ، همان مقياسى است كه از سوى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اعلام شده است كه فرمود « به درستى كه شما بعد از من اختلاف پيدا خواهيد كرد . پس آنچه را كه از من به شما رسيد ، بر كتاب خدا عرضه كنيد . آنچه كه موافق كتاب خدا بود ، از من است و آنچه مخالف كتاب خدا بود از من نيست . » « 2 » اين بهترين مقياس است كه بسيار از محدثان بدان عمل كرده‌اند و با قواعد نقد علمى هم مطابقت دارد . ابن‌خلدون دربارهء اين حديث مىگويد : « من به صحّت سند هيچ حديثى از يك صحابىِ عالم كه با ظاهر قرآن مخالفت داشته باشد ؛ اعتقاد ندارم ، اگر چه رجال حديث او را توثيق كرده باشند ، زيرا ممكن است روايت كننده‌اى به خاطر ظاهر فريب دهنده‌اش مورد توثيق قرار گرفته باشد در حالى كه باطن بدى دارد . اگر روايات از جهت محتوا مورد نقد قرار گيرند ، بسيارى از آنها مورد نقض واقع مىشوند و گفته‌اند كه علامت حديث جعلى اين است كه با ظاهر قرآن يا با قواعد ثابت دين يا با برهان
هامش
( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 206 . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 2 ، ص 225 .