خدا صلى الله عليه و آله و مغازى بر ديگران سبقت گرفتهاند ، از دوستداران ائمه اطهار عليهم السلام بودهاند كه متهم به پيروى از آنان شدهاند .
نقد كتابهاى سيره
شايد نگاهى همراه با تقدّس به آثار نسلهاى گذشته و به خصوص به سيرهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله باعث شده است كه مولفانِ سيره به انتقاد موشكافانه و دقيق سيره نپردازند . ما نديدهايم كه يكى از سيره نويسان متعرّض اخبار ضعيف گردد و نقاط ضعف آنها را آشكار سازد . اين چيزى است كه علم سيره از زمان پيدايش تا سدههاى اخير از آن محروم بوده است . در دورههاى اخير ، پس از آنكه مستشرقان و كسانى كه از آنها متأثر بودهاند ؛ يك يا چند خبر از سيره را دستاويزى براى طعن به شخصيت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قرار دادند ، بعضى از مورخان دريافتند كه در سيره اخبارى وجود دارد كه به هيچ وجه با واقعيت مطابقت ندارد ، همانند قصهء شكافته شدن سينهء پيامبر در كودكى و افسانهء غرانيق و نگاه عاشقانه رسول خدا صلى الله عليه و آله به همسر پسرخواندهاش و . . . . براى همين به تهذيب سيره اقدام كردند . « 1 »
جعل اين اخبار ، يا به خاطر دوستى و حسن نيت و قصد خير بوده و يا به خاطر كينه و حسادت و دشمنى صورت گرفته است ؛ ولى با اين حال سيرهء حضرت رسول صلى الله عليه و آله اين امتياز را دارد كه در بسيارى از موارد مطابق با وحى الهى است و قرآن كريم ، صحّت آن را تأييد كرده و بسيارى از روايات آن به وسيلهء محدثان مورد وثوق واقع شده است . بر همين اساس لازم است كه سيره ، مورد تحليل علمى بىطرفانهاى قرار گيرد و موقعيتها و شرايط محيطى و عقايد و نظم و عادتها و سنتها و تقليدها مورد ملاحظه قرار گيرد . در اين بررسى ، سيره نبايد بر پايهء معجزات و كرامات و كارهاى خارقالعاده بنيان گذارى شود ، مگر مواردى كه با دليل قطعى عقلى ثابت شده باشد . به طور كلى سيره بايد براساس اين سنّت الهى پايهگذارى شود كه : « انَّاللَّه أبى انْ يُجرى الأَشياء إِلّا بِالأَسبابِ « 2 » ؛ خداوند إبا دارد كه كارها جز از طريق علل و اسباب واقعى جريان يابد » .
هامش
( 1 ) . به خلاصهء اين قصهها در صفحههاى آينده نگاه كنيد .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 183 ؛ بحارالانوار ، ج 2 ، ص 9 .