سؤالاتش از فرزندان شهدا و صحابه و موالى نقل كردهايم كه قابل شمارش نيست . » « 1 »
ذهبى از ابراهيم حربى نقل كرده است : « واقدى آگاهترين فرد نسبت به وقايع اسلام بود ، اما در مورد جاهليّت چيزى نمىدانست . » « 2 » سپس مىگويد : « مىتوان خلاصهاى از حدود سى كتاب او را در الطبقات الكبرى كه به وسيلهء شاگرد و كاتبش ابن سعد نوشته شده است ؛ پيدا كرد . ابن سعد روايات بسيارى را از او در اين كتاب نقل كرده است و شكّى نيست كه اين كتاب را مطابق كتاب استادش تأليف كرده ، اگرچه رواياتى را از ديگران هم بدان اضافه كرده است » .
از جمله تأليفات واقدى ، كتاب الردّة است كه در آن به ارتداد اعراب بعد از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و جنگ صحابه با طلحة بن خويلد اسدى و مسيلمهء كذاب و سجاح در يمامه و أسود عنسى در يمن اشاره كرده است و شاگردش ابن سعد در الطبقات و طبرى در كتاب تاريخش ، اخبار و حوادثى را كه پس از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رخ داده است ، از او نقل كردهاند كه محتواى كتاب الردّه مىباشد .
ممكن است آنچه را كه ابن سعد از واقدى و طبرى از ابن سعد در مورد اخبار جاهليت نقل كردهاند ، مربوط به كتابى به نام : كتاب تاريخ و مغازى و مبعث باشد كه در آن غزوهها و سپس قضيهء مبعث ذكر شده است . براى همين آن را غير از كتاب مغازى دانستهاند . طبرى مغازى را مستقيماً از واقدى نقل مىكند ، ولى هنگامى كه به اخبار جاهليت و قبل از اسلام مىرسد آنها را از ابن سعد به نقل از واقدى نقل مىكند . گويا وى در مورد حوادث مربوط به غزوهها به كتاب مغازى واقدى اعتماد مىكرده است ؛ اما اخبار جاهليت را از كتاب ديگرى نقل مىكرده است كه شايد كتاب تاريخ و مبعث بوده است .
از ديگر كتابهاى واقدى فتوحالشام و فتوح العراق بوده است . بلاذرى در كتاب فتوحالبلدان ، روايات زيادى را از واقدى نقل مىكند . او از شاگردان ابن سعد به شمار مىرفته و ابن سعد كتاب استادش را براى وى نقل مىكرده است . به قول ابن كثير در البداية والنهاية ، بلاذرى بسيارى از حوادث سال 64 هجرى را از واقدى نقل كرده است و طبرى هم بسيارى از حوادث نيمهء دوم قرن دوم را از واقدى نقل كرده است .
هامش
( 1 ) . عيونالاثر ، ج 1 ، ص 20 .
( 2 ) . سيرالاعلام ، ج 7 ، ص 17 .