سخنى در باب شيعه بودن واقدى و ابن اسحاق
ابن نديم در كتاب فهرستِ خويش مىنويسد : « واقدى شيعه بود . مذهبى نيكو داشت و تقيّه مىكرد . او كسى است كه روايت كرده : « على عليه السلام از معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است ، همانطور كه عصا ، معجزهء موسى و زنده كردن مردگان ، معجزهء عيسى بن مريم عليها السلام بوده است . » و روايات ديگرى را هم در اين زمينه نقل كرده است » . « 1 »
سيد امين عاملى صاحب اعيانالشيعه اين مطلب را از ابن نديم نقل كرده و آنگاه زندگى نامهاش را آورده است . « 2 » همچنين آقا بزرگ تهرانى در كتاب الذريعه الى تصانيفالشيعه « 3 » هنگام صحبت از تاريخ واقدى ، اين مطلب را آورده است . اين در حالى است كه شيخ طوسى در كتاب فهرست يا رجال خود ، نامى از وى نبرده و هيچ كدام از كتابهايش ، حتى مقتلالحسين عليه السلام را ذكر نكرده است .
و اين در حالى است كه ابن ابى الحديد مطلبى طولانى از قول واقدى نقل مىكند . سپس روايت ديگرى را مىآورد كه با روايت نقل شده از واقدى تفاوت دارد و در ابتدايش مىگويد : در « روايت شيعه » « 4 » اينچنين است . اين سخن دالّ بر اين است كه او واقدى را شيعه يا متمايل به شيعيان نمىدانسته است .
جالب اين است كه ابن اسحاق هم به تشيع متهم مىشده است ! « 5 » به احتمال قوى اين اتهام ناشى از عقيدهء شخصى اين دو نبوده است ؛ بلكه به خاطر رواياتى بوده كه در كتابهاى خود ذكر كردهاند .
دليل ديگر اين است كه مطالبى در مورد گروهى از صحابه ، از جمله در مورد خلفا نقل كردهاند كه بسيارى از مسلمانان نمىپسنديدهاند ! براى همين ، بيشتر نقادانى كه از محدثان اوليه به شمار مىرفتند ؛ واقدى را در نقل حديث ضعيف مىشمردند !
بخارى ، رازى ، نسايى و دارقطنى گفتهاند : « احاديث واقدى بايد كنار گذاشته شود » . ولى همهء آنها بر اين مطلب اتفاق نظر نداشتهاند و براى مثال الدرآوردى گفته است : « واقدى » پيشواى محدثان است . و
هامش
( 1 ) . الفهرست ، ص 144 .
( 2 ) . اعيانالشيعه ، ج 46 ، ص 171 .
( 3 ) . الذريعة ، ج 3 ، ص 293 .
( 4 ) . شرح نهجالبلاغة ، ج 3 ، ص 339 .
( 5 ) . معجمالادباء ، ج 18 ، ص 7 .