بدانيد از هر چيزى كه به غنيمت گرفتيد ، يك پنجم آن براى خدا ، پيامبر ، خويشان ، يتيمان ، فقيران و در راه ماندگان است .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، غنائم بدر را تخميس نكرد ، بلكه همهء آن را بين اصحابش تقسيم نمود . « 1 »
واقدى مىگويد : از ميان اسراى بدر ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله بر ابوعزه ، عمرو بن عبدالله جُمحى منّت گذاشت و او را بدون فديه آزاد كرد . او مردى شاعر بود كه به رسول اللّه صلى الله عليه و آله گفت : من پنج دختر دارم كه چيزى ندارند ؛ بنابراين مرا به خاطر آنها ببخش . در مقابل به تو قول شرف مىدهم كه هيچ گاه در جنگ عليه تو شركت نكنم و اقدامى عليه تو انجام ندهم .
پس رسول اللّه صلى الله عليه و آله او را بدون فديه آزاد كرد .
وقتى كه قريش براى جنگ احُد حركت كردند ، ابوعزه بر خلاف قولى كه به رسول اللّه صلى الله عليه و آله داده بود ، در ميان قبايل عرب دور مىزد و آنها را به جنگ تشويق مىنمود و جالب اينكه وى تنها فردى بود كه در جنگ احُد اسير شد . پس به رسول اللّه صلى الله عليه و آله گفت : اى محمد ! من دختران بى سرپرستى دارم ، بر من منت بگذار و بدان كه به اكراه مرا آوردهاند ! رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود : كجا رفت آن قول و قرارى كه با من بسته بودى ؟ ! به خدا قسم كه تو را آزاد نمىكنم كه به مكه برگردى و بگويى دوبار محمّد را مسخره كردم . همانا مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمىشود . آنگاه فرمود : اى عاصم بن ثابت ، بيا گردنش را بزن و عاصم او را گردن زد . « 2 »
فرستادن افرادى براى اعلام پيروزى
واقدى مىگويد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، عبدالله بن رواحه را به سوى اهالى بالاى مدينه و زيد بن حارثه را به سوى اهالى پايين مدينه فرستاد تا خبر پيروزى سپاهيان اسلام را اعلام كنند .
عبداللّه بن رواحه در عقيق از زيد بن حارثه جدا شد و به سمت محلههاى بالاى مدينه كه خانههاى بنى خَطْمه و بنى عَمْرو بن عوف و بنى وائل در آنجا واقع شده بود رفت و فرياد زد : اى جماعت انصار ، به شما بشارت مىدهم كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله سالم است و مشركان بسيارى كشته يا اسير شدهاند ؛ دو
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 254 - 255 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 111 .