مُلحق مىشدند نوشت . « 1 » آنگاه كمى بيشتر از سه سطر از عهدنامه را ذكر كرده است ؛ اما ابن اسحاق اين متن را به طور كامل چنين آورده است :
رسول اللّه صلى الله عليه و آله عهدنامهاى را بين مهاجرين و انصار نوشت و يهوديان را هم دعوت كرد و قرار دادى با آنها امضا كرد و دين و اموالشان را به رسميت شناخت و شروطى را بر آنها معّين كرد كه اين چنين است :
« بسم الله الرحمن الرحيم اين نوشتارى است از محمدِ پيامبر با مؤمنين و مسلمانان قريش و يثرب و كسانى كه از آنها پيروى نمايند و در كنارشان جهاد كنند .
آنها امت واحده هستند و مهاجران قريش ديهء مقتول را بين افراد خود تقسيم مىكنند و براى اسيران خود بر اساس معروف و قسط بين مؤمنين فديه مىدهند . . . .
مؤمنين شخص عيالوار يا بسيار مقروض را تنها نمىگذارند و در دادن فديه يا ديه او را يارى مىدهند .
مؤمنى با آزاد كردهء مؤمن ديگر ، بدون اجازهء او هم پيمان نمىشود .
مؤمنان متّقى عليه كسى كه بر آنها ستم ورزد يا در فكر ستم و فساد و ايجاد دشمنى در بين آنها باشد متحد خواهند بود ، اگر چه آن شخص فرزند يكى از آنها باشد .
هيچگاه مؤمنى ، مؤمن ديگر را به خونخواهى كافرى نمىكُشد و كافرى را عليه مؤمنى يارى نمىكند .
مؤمنان برادر يكديگرند و هر كدام از يهوديان كه از ما تبعيت كند ، او را يارى و حمايت مىكنيم و عليه يهوديان ستم نمىورزيم و دشمنانشان را يارى نمىكنيم .
همانا پناه دادن و امان مؤمنان محترم است . هيچ مؤمنى به هنگام جنگ در راه خدا به ديگران امان نمىدهد ، مگر اينكه گويى از طرف تمام مؤمنان پناه و امان داده است « 2 » .
« همانا هر جنگجويى كه با ما است ، بعضى از آنها بعضى ديگر را بر اساس قسط و معروف در بين مسلمانان پشتيبان هستند . به ناموس كسى امان داده نمىشود ، مگر آنكه خانوادهء او اجازه دهند . همانا
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 666 و فروع كافى ، ج 1 ، ص 336 و التهذيب ، ج 2 ، ص 47 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 147 - 148 .