پيمان هر دو طرف بود بين آنها رفت و آمد مىكرد تا پس از مذاكرات فراوان از جنگ منصرف شدند و حمزه همراه يارانش به مدينه بازگشت .
واقدى روايت مىكند كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله هيچيك از انصار را به جايى نفرستاد تا اين كه بدر فرا رسيد « 1 »
سريّهء عبيده بن حارث
واقدى مىگويد : پيامبراكرم صلى الله عليه و آله در ماه شوال كه مصادف با اول هشتمين ماه ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله بود ، پرچمى براى عبيدة بن حارث بست و او را به منطقهء رابغ - كه در ده ميلى از جُحفه به سوى قديد واقع شده بود - گسيل داشت . عبيده همراه شصت سواره كه همگى از قريش بودند ، حركت كردند تا در كنار آبى به نام أحياء در منطقه رابغ به ابوسفيان بن حرب و كاروانش برخورد كردند و با وجودى كه ابوسفيان همراه دويست نفر در كاروان بودند ، شمشيرهايشان را نكشيدند و آمادهء جنگ نشدند . . . . « 2 »
سريّهء خدّار
واقدى مىنويسد در ماه ذى القعده و در ابتداى نهمين ماه ورود نبى اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله به سعد بن ابى وقّاص فرمود : اى سعد ، آماده شو تا به خدّار به روى ؛ زيرا كاروانى از قريش به زودى از آنجا گذر خواهد كرد . خدّار جزء منطقهء جُحفه و نزديك به خُمّ « 3 » بود . آنگاه پرچم سفيدى براى او بست كه مقداد بن عمرو « 4 » آن را حمل مىكرد . سعد به پيامبر صلى الله عليه و آله قول داد كه از خّدار تجاوز نكند .
او به همراه 21 نفر از مهاجران به صورت پياده حركت كرد . آنها روزها در محلّى مخفى مىشدند و شبها حركت مىكردند تا اينكه صبح شب پنجم به خّدار رسيدند ؛ ولى ديدند كه كاروان آنجا را ترك كرده است ، لذا بدون هيچ نتيجهاى برگشتند . « 5 » اين سومين و آخرين سريّه در سه ماه : رمضان ،
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 9 - 10 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 10 - 11 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 402 ؛ التنبيه و الاشراف ، ص 201 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 62 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 241 - 242 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 69 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 11 .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 403 .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 11 .