راست مىگويى كه خداى تو هر كارى مىتواند بكند ، پس آسمان را بر سر ما خراب كن . او فرمود : اين امر در اختيار خداست و او اگر بخواهد آن را انجام مىدهد . در اين ميان مردى برخاست و گفت :
هرگز به تو ايمان نمىآوريم مگر اين كه خدا و ملائكه را نزد ما حاضر كنى .
پس از اين پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و به همراه او عبدالله بن اميّهء مَخزومى كه پسر عمّه پيامبر ، عاتكه دختر عبدالمطلّب بود از جايش برخاست و گفت : اى محمد ! هر چه را كه قوم تو گفتند ، قبول نكردى و سپس درخواستهايى را از تو كردند كه انجام ندادى و سپس از تو خواستند كه عذاب را هر چه سريعتر نازل كنى كه كارى انجام ندادى . در اين صورت به خدا قسم كه هرگز به تو ايمان نمىآورم ، مگر اين كه نردبانى به سوى آسمان بگذارى و از آن بالا به روى و در جلوى چشمانم به همراه عدهاى از ملائكه برگردى كه آنها تو و كتابت را تصديق كنند .
ابوجهل گفت : او از هر كارى سر باز مىزند مگر سبّ و شتم خدايان و پدران ما ، و من با خدا عهد مىبندم كه سنگى را بردارم و وقتى كه او در سجده است بر سرش بكوبم !
رسول الله صلى الله عليه و آله با حزن و اندوه آنجا را ترك كرد كه خداوند آيات مذكور را نازل كرد . « 1 »
معراج پيامبر صلى الله عليه و آله
در مورد تاريخ إسراء قطب راوندى در الخرائج و الجرائح از على عليه السلام نقل مىكند : سه سال پس از مبعث ، رسول الله صلى الله عليه و آله در شب به بيت المقدس سير داده شد و در شب معراج از آن جا به سوى آسمان عروج كرد و صبح آن به قريشيان در مورد معراج خويش خبر داد . « 2 »
علامه مجلسى خبر الخرائج « 3 » را ذكر كرده و از مناقب به نقل از ابن عباس روايت كرده است كه معراج در ماه ربيع الاوّل و در سال دوم بعثت بوده است و در آن از واقدى و سُدّى نقل كرده است كه معراج شش ماه قبل از هجرت و در هفدهم ماه رمضان بوده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 678 - 679 و الدرالمنثور ، ج 3 ، ص 202 ، وى همچنين اين را سبب نزول دو آيه 7 و 8 سورهء فرقان دانسته است ، ج 5 ، ص 63 . و هر دو از ابن عباس نقل شده و مطلب واحدى است ، مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 55 .
( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 141 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 18 ، ص 379 .
( 4 ) . همان ، ص 381 .