واسِعَةٌ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ » « 1 » ؛
بگو : « اى بندگان مؤمن ، از پروردگارتان بترسيد و براى نيكوكاران در اين دنيا پاداشى نيكوست و زمين خدا پهناور است . فقط پاداش شكيبايان است كه بدون حساب داده مىشود . »
و اين بدان معناست كه راه عذر و بهانهاى براى هيچ كس در ترك عبادت خدا باقى نماند و اگر كسى در يك سرزمين نتوانست خدا را عبادت كند ، بايد به جاى ديگرى هجرت كند . چنان كه مىفرمايد : « ألَمَ تكن ارض اللّه واسعةٌ فتهاجروا فيها » « 2 » ؛ آيا زمين خداوند وسيع نبود ؟ ! تا در آن مهاجرت كنيد . و قبل از او شيخ طوسى معناى اين روايت را از مجاهد نقل مىكند . « 3 »
ظاهراً نبى اكرم صلى الله عليه و آله به اين نتيجه رسيد كه بهترين مصداق براى توسعهء سرزمين خدا براى آنها ، همان حبشه است . آن حضرت نظر خويش را چنين بيان مىكند : « حبشه سرزمين صدق و راستى است و در آن پادشاهى حكومت مىكند كه هيچ كس نزد او ستم نمىشود . » « 4 »
هنگامى كه رسول الله صلى الله عليه و آله وضعيت نامناسب اصحابش را ديد و از طرفى نمىتوانست از آنها حمايت كند و از سوى ديگر حكم جهاد هم صادر نشده بود ، به آنها دستور داد كه به سرزمين حبشه هجرت كنند و گفت : در حبشه پادشاه صالحى است كه ستم نمىكند و كسى در قلمرو او ستم نمىشود پس به سوى او برويد تا خداوند براى مسلمانان فرجى پيش آورد . منظور نبى اكرم صلى الله عليه و آله نجاشى بود كه اسمش در حبشه « أصحَمَه » به معناى « عطيّه » بود و نجاشى لقب پادشاهان آنجا بود همانند كسرى و قيصر ( خسرو و سزار ) . پس از آن يازده نفر از مردان و چهار نفر از زنان به طور مخفيانه به سوى آنجا حركت كردند .
آنها به كنار دريا آمدند و قايقى را براى رفتن به حبشه به نيم دينار كرايه كردند و اين واقعه در ماه رجب سال پنجم بعثت رسول الله صلى الله عليه و آله اوّلين هجرت بود . « 5 »
هامش
( 1 ) . الزمر ( 39 ) ، 10 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 767 .
( 3 ) . التبيان ، ج 9 ، ص 13 .
( 4 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 344 و طبرسى آن را در مجمع البيان ، ج 3 ، ص 36 به نقل از مفسران ذكر كرده است .
( 5 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 360 و در بحارالانوار به نقل از المنتقى كازرونى آمده است : خروج آنها در رجب سال پنجم واقع شد و قريشىها به دنبال آنها رفتند ، اما آنها را گم كردند . آنها در شعبان و رمضان نزد نجاشى ماندند و در شوال بازگشتند . ( بحارالانوار ، ج 18 ، ص 422 ) .