تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

پرسش و پاسخ‌ها

در سورهء اسراء آمده است : « وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » « 1 » ؛ دربارهء روح از تو مىپرسند . بگو : « روح از امر پروردگار من است . » سيوطى با سندى از ابن عباس نقل مىكند : قريشىها به يهوديان گفتند : چيزى به ما ياد بدهيد كه از اين مرد بپرسيم . آنها گفتند : از او دربارهء روح « 2 » سؤال كنيد . اگر جوابتان را داد ، پيامبر نيست و اگر جوابتان را نداد ، پيامبر است و ما چنين مطلبى را در كتاب‌هايمان مىيابيم ؛ يعنى خداوند شناخت روح را به عقل هايشان واگذر كرده بود تا همين نشانه‌اى بر راستگويى و دلالتى بر نبوّتش باشد . « 3 » همچنين خداوند مىفرمايد : « وَقالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الأَرْضِ يَنْبُوعاً أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ قَبِيلًا أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا » « 4 » ؛ گفتند : « ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم تا چشمه‌اى از زمين براى ما روان كنى ، يا نخلستان و تاكستانى در اختيارت باشد و جويباران در ميان آن جارى سازى ، يا آسمان را آن‌چنان كه مىانديشى بر ما فرود آورى يا خدا و فرشتگان را در برابر ما حاضر كنى ، يا خانه‌اى پر نقش و نگار از سيم و زر داشته باشى يا به آسمان صعود كنى ، ولى به آسمان رفتنت را باور نمىكنيم مگر كتابى بر ما نازل كنى كه آن را بخوانيم » بگو : « پروردگار من منزه است ، مگر من جز بشرى پيام آور هستم ؟ » طبرسى از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : گروهى از قريش كه عبارت بودند از : عتبه و شيبه
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) ، 85 . ( 2 ) . الدرالمنثور ، ج 4 ، ص 195 ، سوره اسراء . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 674 . ( 4 ) . اسراء ( 17 ) ، 90 - 93 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 190 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى