قصهء شكافتن سينه !
خبر شير خوردن نبى اكرم صلى الله عليه و آله از حليمهء سعديه تقريباً از مسلمات تاريخى است . جالب اين است كه در منابع متعددى به قصهى شكافته شدن سينهء آن حضرت در ايام طفوليت اشاره شده است . از جمله :
ابن اسحاق از جَهْم بن ابى جَهْم از عبدالله بن جعفر بن ابىطالب از حليمهء سعديه و طبرى آن را از ابن اسحاق نقل كرده است : جَهْم از موالى عبدالله بن جعفر بوده است ؛ اما ابن هشام در سيرهاش مىگويد : جَهْم از موالىِ حارث بن حاطب جُمَحى بوده است . در اين خبر از قول حليمه آمده است :
چند ماهى كه از بازگشت ما از پيش مادرش مىگذشت ، وى همراه برادرش ، عبدالله بن حارث سعدى مشغول چراندن گوسفندانى در پشت چادر بودند كه ناگهان عبدالله با ترس و اضطراب آمد و گفت : دو مردى كه لباسهاى سفيد بر تن داشتند ، برادرم را گرفتند و سينهاش را شكافتند و . . . ! من و پدرش با عجله به سوى او رفتيم و ديديم كه در گوشهاى ايستاده و رنگ از صورتش پريده است ! به او گفتيم : چه شده است ؟ !
گفت : دو مرد كه لباسهاى سفيد بر تن داشتند ، نزد من آمدند و مرا خواباندند و شكمم را شكافتند و از درون آن چيزى را گرفتند و دور انداختند كه نمىدانم چه بود ! « 1 »
شيخ ابوريّه در كتاب ارزشمند أضواءٌ على السنة المحمدية مناقشهء موضوعى جالبى را آورده و تشكيك استادش ، شيخ محمد عبده را نقل كرده است : « آنچه در نظر ما ثابت است اين است كه شيطان ، سلطهاى بر بندگان مخلص الهى كه مهمترين آنها انبيا و رسولان الهى هستند ، ندارد ؛ امّا آنچه كه در مورد زايل كردن بهرهء شيطان از قلب نبى اكرم صلى الله عليه و آله آمده است ، از اخبار ظنّى مىباشد ، زيرا خبر واحد است و از آنجايى كه موضوع آن مربوط به عالَم غيب مىباشد و ايمان به غيب ، زير مجموعهء عقايد است ، لذا ظن و گمان در آن راهى ندارد . خداوند مىفرمايد :
« انّ الظنَّ لايغنى من الحق شيئاً » ؛
پيروى از ظن و گمان ما را از حق و حقيقت بىنياز نمىكند .
بر طبق اين دستور الهى موظف به قبول مضمون چنين احاديثى در حوزهء عقايد نيستيم » « 2 » .
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، 171 - 174 و تاريخ طبرى ، ج 2 ، 158 - 160 .
( 2 ) . تفسيرالقرآن الحكيم ، ج 3 ، ص 291 - 292 چنانكه در الأضواء ، ص 188 آمده است .