تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
رسول‌الله صلى الله عليه و آله است به اين مطلب اشاره شده است . مسلم در صحيح خود ، زيارت رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله را چنين بيان مىكند : « همانا از خدايم اجازه خواستم كه به زيارت قبر مادرم بروم و اجازه داه شدم و شما به زيارت قبور برويد كه شما را به ياد مرگ مىاندازد » . « 1 » پس از آن كه رسول‌الله صلى الله عليه و آله از طرف پدر و مادر يتيم شد ، محبت و دلسوزى عبدالمطلّب نسبت به وى بيشتر شد . به عنوان مثال در كنار كعبه براى عبدالمطلّب زيراندازى پهن مىشد كه به احترام وى هيچ كس بر آن نمىنشست ، امّا رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله كه طفلى بيش نبود مىآمد و بر جايگاه عبدالمطلّب مىنشست ! اين امر بر عموهايش گران مىآمد ، براى همين او را نگه مىداشتند تا چنين كارى نكند ، ولى عبدالمطلّب به آنها مىگفت : فرزندم را آزاد بگذاريد . به خدا قسم كه او داراى شأن و مقام بزرگى است ! روزى خواهد آمد كه او بزرگ شما است . من عزت و سربلندىاش را بر همه مىبينم . « 2 » سپس او را نزد خود مىبرد و در كنار خود مىنشانيد و او را مىبوسيد و مىگفت : هيچ‌گاه كسى را از او خوشبوتر و پاك‌تر نديدم ! آن‌گاه او را بر دوش خود سوار مىكرد و هفت دور طواف مىداد . اين رفتار وى ادامه داشت تا اين‌كه وفات كرد . هنگامى كه او در آستانهء مرگ قرار گرفت ، به ابوطالب گفت : اى ابوطالب ! مواظب باش كه محمد در نظر تو همانند جگر گوشه‌ات باشد . من در ميان همهء فرزندانم تو را برگزيده‌ام ، زيرا كه تو و پدرش از يك مادر بوديد . اى ابوطالب ! اگر ايام او را درك مىكردم ، هر آينه از بصيرترين و آگاه‌ترين مردم نسبت به امر وى بودم . اگر توانستى از او پيروى كنى ، اين كار را انجام بده و او را با دست و زبان و اموالت يارى كن . به خدا قسم كه او به زودى بر شما سرورى خواهد يافت و به مقامى دست خواهد يافت كه هيچ يك از پدرانم بدان نرسيده‌اند . اى ابوطالب ! هيچ يك از پدرانت را نمىشناسم كه پدر و مادرش اين‌چنين فوت كرده باشند ، لذا تنهايىاش را به خوبى درك كن .
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 671 و 679 ؛ طبرسى هم اين مطلب را از او در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 593 نقل كرده است و هم‌چنين إربلى در كشف الغمة ، ج 1 ، ص 16 بدان اشاره كرده است . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 448 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 9 .