تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
ثُويبَه ، كنيز ابولهب ، بوده است . ثُويبه نوزادى به نام مسروح داشت و قبل از آن‌كه نبى اكرم صلى الله عليه و آله به حليمهء سعديه سپرده شود ، چند روزى وى را شير داده بود . وى به حمرة بن عبدالمطلب و بعد از او ابوسلمة بن عبدالأسد مخزومى را شير داده بود . هنگامى كه ثُويبه نزد رسول‌الله صلى الله عليه و آله مىآمد ، آن حضرت او را اكرام مىكرد . بعد از هجرت نيز براى او هديه و صلة مىفرستاد . اين زن اسلام آورد و بعد از فتح خيبر فوت كرد . « 1 » مرحوم كلينى در فروع كافى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند روزى حضرت على عليه السلام دختر حمرة را به رسول‌اللّه پيشنهاد كرد . رسول‌الله صلى الله عليه و آله در جواب فرمود : آيا نمىدانى كه او برادرزادهء رضاعىام مىباشد . سپس امام صادق عليه السلام فرمود : رسول‌الله صلى الله عليه و آله و عمويش حمرة از يك زن شيرخورده بودند . « 2 » يعقوبى مىنويسد : اولين شيرى را كه رسول‌الله از غير مادرش نوشيد ، شير ثُويبة كنيز ابولهب بود . همين زن حمرة بن عبدالمطلب و جعفر بن ابى طالب و ابو سلمة بن عبدالاسد مخزومى را شير داده بود . « 3 » طبرسى در إعلام الورى مىنويسد : ثُويبه كنيز ابولهب ، چند روزى با شيرى كه از پسرش مسروح داشت ، رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله را شير داد و اين زن پس از اسلام آوردن در سال هفتم هجرى در گذشت . پسرش نيز قبل از وى فوت كرد . او قبل از آن حمرة بن عبدالمطلب را شير داده بود و براى همين دختر حمرة ، برادرزادهء رضاعىاش بود . حمرة چهار سال از رسول‌الله صلى الله عليه و آله بزرگ‌تر بود . « 4 » ابن شهر آشوب هم روايت طبرى را نقل كرده است . « 5 »

دايگى حليمهء سعديه

ابن اسحاق با سندى از عبدالله بن جعفر بن ابىطالب از حليمه ، دختر ابى ذؤيب سعدية ، نقل مىكند :
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 384 . از كازرونى ، المنتقى فى مولدالمصطفى . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 340 . از فروع كافى ، ج 2 ، ص 41 - 42 . و مرحوم صدوق آن را در من لايحضره‌الفقيه ، ج 3 ، ص 260 و طوسى آن را در تهذيب ، ج 7 ، ص 292 نقل كرده‌اند و در مفتاح‌الكتب الاربعه ، ج 14 ، ص 340 - 343 نيز آمده است . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 9 . ( 4 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 45 و گفته شده است كه رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله به هنگام فتح مكه از ثويبه و پسرش سؤال كرد كه گفتند : آنها فوت كرده‌اند ، چنان‌كه در استيعاب و الروض الانف و شرح المواهب به اين مطلب اشاره شده است . ( 5 ) . مناقب ، ج 1 ، ص 173 .