تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
از آن طرف هم ذونؤاس براى جنگ حركت كرد . پس از جنگ‌هاى طولانى لشكريان ذونؤاس متفرق شده و شكست خوردند و هنگامى كه ذونؤاس چنين ديد ، اسبش را به سوى دريا راند و از ترس ننگ و عار ، خودش را غرق كرد . « 1 » خداوند متعال در قرآن فرموده است : « قُتِلَ أَصْحابُ الأُخْدُودِ النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ وَهُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ وَما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَاللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ » « 2 » ؛ مرگ بر اصحاب أُخدود ، سوگند به شاهد و مشهود ، در گودال‌هايى پر از آتش ، كه در كنارش نشسته بودند ، و آنچه را بر مؤمنان مىرفت تماشا مىكردند ، و هيچ ايرادى جز ايمان آوردن به خداوند پيروزمند ستوده بر آنان نداشتند ، همان خدايى كه فرمانروايى آسمان‌ها و زمين او را است و بر همه چيز گواه است .

اصحاب فيل

طبرى با پنج طريق از ابن عباس و عطاء بن يسار و غيره نقل مىكند : ابرههء أشرم ، مكنّى به ابويكسوم هنگامى كه بر يمن غالب شد ؛ مشاهده كرد كه در ايام موسم ؛ مردم براى حجّ بيت‌الحرام آماده مىشوند . وى سؤال كرد كه اين مردم به كجا مىروند ؟ گفتند : آنها براى حج بيت‌الحرام به مكه مىروند . سؤال كرد كه جنس اين خانه از چيست ؟ گفتند : از سنگ . سؤال كرد : پوشش و پردهء آن چگونه است ؟ گفتند : از همين پارچه‌هايى كه از اين جا مىبرند . پس گفت : به مسيح قسم كه من بهتر از آن را براى شما مىسازم ! پس دستور داد كليسايى از سنگ‌هاى مرمر سياه و زرد و سفيد و سرخ ساختند و آن را با طلا و نقره تزيين كرد و همه جاى آن را پر از جواهر نمود و درهايى از طلا براى آن ساختند و پرده‌هاى گران بهايى براى آن تهيه كردند و ديوارهاى آن را با مشك مىشستند و در آن صندل مىسوزاندند . ( چوبى هندى است كه به هنگام سوختن ، بوى خوشى ايجاد مىكند ) . آن‌گاه دستور داد كه مردم به
هامش
( 1 ) . تهذيب سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 24 و تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 199 و مروج‌الذهب ، ج 2 ، ص 52 . ( 2 ) . بروج ( 85 ) ، 4 - 9 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 113 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى