حاصل خيز اين منطقه باعث شد كه آبادانى و تمدنى در آن به وجود بيايد و از مظاهر تمدن آنها اين است كه با خط و نگارش آشنا شدند و اين هنر از آنها به عربهاى حجاز منتقل شد . « 1 »
مسعودى مىنويسد : « سپس جمعى از فارسها در حيره به پادشاهى رسيدند تا اينكه تعداد پادشاهان حيره به 23 نفر رسيد كه بعضى عرب و برخى فارس بودند و حدود 622 سال حكومت كردند . آبادانى حيره از اوايل صد سال دوم حكومت اين پادشاهان شروع شد . اين آبادانى ادامه داشت تا اينكه كوفه بنيانگذارى شد و حيره پس از حدود 530 سال رو به ويرانى نهاد « 2 » . بدين ترتيب آبادانى آن به تدريج از بين رفت تا آنكه در زمان حكومت معتضد به طور كلى خراب شد . قبل از ويرانىِ كامل آن ، عدهاى از خلفاى بنى عباس از قبيل سفاح و منصور و رشيد و غيره در آن اطراق مىكردند و به خاطر آب و هواى خوب و ملايمت خاك و طبيعت آن مدتى در آنجا مىماندند . اين شهر در نزديكى خَورْنَق و نجف قرار داشت و دِيرهاى بسيارى در آن وجود داشت كه راهبان در آنها به عبادت مشغول بودند و هنگامى كه اين شهر رو به خرابى نهاد ؛ آنها به شهرهاى ديگر هجرت كردند .
مسعودى در ادامه مىنويسد : « و در حال حاضر جز صداى جغد و بوم از آن شنيده نمىشود » « 3 » .
أصحاب اخدود
قمى در تفسيرش با اسناد از عطا از ابن عباس نقل مىكند كه ذونؤاس كه آخرين پادشاه يمن از حميرىها بود ، يهودى شد و حميرىها هم به تبع او يهودى شدند . او خودش را يوسف ناميد و مدتى از پادشاهىاش به همين منوال گذشت تا اينكه مطلع شد كه در نجران ، عدهاى هنوز بر دين نصرانيت باقى هستند و به عيسى عليه السلام و حكم كتاب انجيل ايمان دارند و رهبرشان عبدالله بن بريا « 4 » مىباشد . همين وى را واداشت كه به همراه عدهاى از علماى يهودى به نجران بيايد و پس از آنكه تمام مسيحيان را
هامش
( 1 ) . فتوحالبلدان ، ص 457 .
( 2 ) . طبرى از كلبى روايت مىكند كه حيره همزمان با أَنبار در زمان بُخت نصر ( نبوخذ نَصْر ) بنيان گذارى شد و هنگامى كه بخت نصر مُرد ، اهالى آن به أنبار كوچ كردند و حيره رو به ويرانى نهاد تا اينكه براى بار دوم رو به آبادانى نهاد و آن هنگامى بود كه عمرو بن عدى لخمى در آن ساكن شد . بنابراين حيره در حدود پانصد و سى سال آباد بود تا اينكه كوفه بنا نهاده شد و اسلام آن را پايگاه خويش قرار داد . « تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 43 » .
( 3 ) . مروجالذهب ، ج 2 ، ص 81 .
( 4 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 414 .