تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
سوى آن حج نمايند و در طول سال‌هاى طولانى ، بسيارى از قبايل عرب به سوى آن حج مىكردند و مردانى براى هميشه در آن‌جا مقيم مىشدند و به راز و نياز و عبادت مىپرداختند . « 1 » از ابن اسحاق روايت شده است كه ابرهه آن را « قلّيس » « 2 » ؛ يعنى ساختمان مرتفع ناميد . « 3 » طبرسى در مجمع‌البيان از محمد بن اسحاق نقل مىكند كه گفت : ابرههء ابويكسوم ساختمانى را در يمن بنا كرد و قبه‌هايى از طلا براى آن ساخت و به اهل مملكتش دستور دارد كه به جاى كعبه به زيارت آن بروند . پس از مدتى مردى از بنى كنانه خارج شد تا به يمن رسيد . او در كليساى قلّيس قضاى حاجت كرد . در همين حال أبرهه داخل شد و آن كثافت را در آن‌جا ديد و گفت : چه كسى بر چنين كارى جرأت كرده است ؟ ! پس قضيه را به وى گفتند . او گفت : به دينم سوگند كه كعبه را خراب مىكنم تا هيچ كسى به سوى آن حجّ نكند ! و به پيروانش و اهل يمن دستور داد كه آماده شوند . آنها با سرعت راه را پيمودند تا به طائف رسيدند و با هدايت راهنما حركت كردند تا به مغمِسّ كه در شش مايلى مكّه است پيش آمدند . در آن‌جا توقف كردند و مقدمهء لشكر را به مكه فرستادند . قريشىها گفتند كه ما توان جنگ با اين لشكر را نداريم . براى همين به بالاى كوه‌ها رفتند و كسى غير از عبدالمطلب بن هاشم در مكه باقى نماند . او حلقه در را گرفته بود و مىگفت :
لاهمّ إِنَّ المرء يمنع رحله فامنع حِلالك * لايغلبوا بصيبلهم و مِحالهم عدواً مِحالك
إن يدخلوا البيت الحرام فأمر ما بدا لَكَ . « 4 » خدايا هر مردى از بارگاهش نگهدارى مىكند و تو هم جلوى اين لشكريان زياد را بگير تا مبادا با صليب‌ها و زور و قدرتشان بر قوت و قدرت تو غلبه كنند .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ص 137 . ( 2 ) . همان ، ص 130 . ( 3 ) . سهيلى اين مطلب را در الروض الانف كه در شرح سيره است ؛ بيان كرده و گفته است كه ابرهه اهل يمن را تشويق مىكرد كه براى ساختن اين كليسا ، سنگ‌ها و مرمرهاى كاخ بلقيس را از فرسنگ‌ها راه به آن‌جا بياورند . ( 4 ) . مجمع‌البيان ، ج 10 ، ص 540 - 542 و در سيرهء ابن هشام ، ص 44 - 52 كه در شعر آخر آن آمده است : « ان كنت تاركهم و قبلتنا فامر ما بدا لَكَ » ؛ يعنى اى خدا ! به هنگامى كه آنها و قبلهء ما را ديدى ، هر چه به نظرت رسيد ؛ بدان دستور بده . و كلينى از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : خداوند عبدالمطلب را به صورت امت واحده‌اى مبعوث مىكند كه در آن پادشاهان و بسيارى از پيغمبران هستند ؛ زيرا او اولين كسى بود كه قائل به « بداء » در مورد خداوند شد ، در آن هنگامى كه حلقهء در كعبه را گرفته بود و مىگفت : « يا ربِّ إنْ نهلكْ فأمر ما بَدا لَكَ » اى خدا اگر ما هلاك مىشويم ؛ پس هر آنچه كه به نظرت رسيد ؛ بدان دستور بده « اصول كافى ، ج 1 ، ص 447 » .