« الم غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ للَّهِ الأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » « 1 » ؛
الف . لام . ميم . نزديك اين سرزمين روميان مغلوب شدند و بعد از مغلوب شدن ديرى نخواهد گذشت كه در ظرف چند سال غلبه خواهند كرد . قبل و بعد از پيروزى ، فرمان از آنِ خداست و در آن روز مؤمنان به يارى خداوند شادمان خواهند شد . و او هر كه را بخواهد يارى مىكند و او نيرومند و مهربان است .
خبر غيبى قرآن كريم در مورد روميان بعد از ده سال تحقق يافت ؛ يعنى حدوداً در سال 627 م .
هرقل شهر نينوى ( موصل ) را باز پس گرفت و چيزى نگذشت كه خسروپرويز به دست پسرش شيرويه كشته شد و شيرويه پس از هشت ماه مرد و بعد از شيرويه در مدت چهار سال ، بيشتر از ده نفر به حكومت رسيدند كه چهار نفر از آنها زن بودند . سرانجام با هجوم مسلمانان كار يكسره شد . اين جنگهاى طولانى كه حدود پنجاه سال طول كشيده بود ، زمينهء بسيار مناسبى براى مسلمانان آماده كرده بود . آنها به راحتى توانستند ايران را فتح كنند . گويى مشيّت الهى به اين تعلق گرفته بود كه نور اسلام در اين سرزمين بدرخشد .
بُحران وضعيت دينى
مهمترين بحرانى كه ايران در دوران ساسانيان با آن مواجه بود ؛ اضطراب دينى بود . « اردشير بابكان » ، مؤسس و سر سلسلهء ساسانيان فرزند يكى از موبدان زرتشتى بود و به كمك علماى زرتشتى به سلطنت رسيده بود . براى همين وى با تمام قوا به ترويج دين زرتشتى در سراسر مملكتش اقدام كرد و آن را به عنوان دين رسمى كشور اعلام نمود . و از آنجا كه سلطهء ساسانيان با تأييد موبدان زرتشتى محقق شده بود ؛ بسيار مورد عنايت و حمايت درباريان قرار داشتند و از پر قدرتترين طبقات در نظام طبقاتى ايران به حساب مىآمدند و در حقيقت پادشاهان ساسانى از سوى موبدان زرتشتى تعيين مىشدند و
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) ، 1 - 5 .