اكنون به اظهارات ابن كثير در اين باره نظرى مىافكنيم :
« اين اموال ملك خاص رسول خدا ( ص ) بود و آن حضرت به مقدار احتياج
هامش
خلافت اين آبادى را به مروان بن حكم سپرد . ظاهرا على ( ع ) پس از تصدّى مقام خلافت آن را به اهلبيت برگرداند . اين آبادى پس از حاكميّت معاويه از سوى وى در اختيار مروان بن حكم ، عمرو بن عثمان بن عفّان و يزيد بن معاويه قرار گرفت و سرانجام پس از دست بدست شدن ميان خاندان اموى ، در دوران خلافت مروان بن حكم همهء فدك از آن وى شد و او نيز آن را به فرزندش عبد العزيز و عبد العزيز آن را به فرزند خود عمر بن عبد العزيز هديه كرد . ( الغدير ، ج 7 ، ص 195 و فدك فى التاريخ ، ص 23 . ) عمر بن عبد العزيز پس از در اختيار گرفتن خلافت فدك را به فاطميّين برگرداند ، اما يزيد بن - عبد الملك آن را از ايشان ستاند و همچنان اين آبادى در اختيار مروانيان ماند و پس از انقراض حكومت آنان سفّاح آن را به بنى الحسن بازگرداند . ولى دوّمين خليفهء خاندان عبّاسى منصور آن را از بنى الحسن بازپس گرفت . مهدى خليفه بعدى عبّاسى آن را به فاطميّين عودت داد ، ولى موسى بن مهدى آن را از ايشان ستاند و بدين ترتيب فدك تا دوران خلافت مأمون در دست خلفاى عبّاسى ماند و چون مأمون به خلافت رسيد آن را به فاطميّين باز پس داد . اين آخرين بارى بود كه فدك در اختيار فاطميّين قرار مىگرفت ؛ چه ، پس از خلافت متوكّل اين آبادى براى هميشه از آنان ستانده شد ( الغدير ، ص 196 و 197 و فدك فى التاريخ ، ص 24 و 25 ) . ب : فدك به عنوان يك رمز : يكى از جنبه هاى نزاع تاريخى فدك جنبه رمزى آن است ، بدان معنى كه فدك رمزى از حقوق پايمال شدهء خاندان علوى و بازگشت آن به صاحبان اصلى خويش سمبلى از بازگشت خلافت به خلفاى حقيقى رسول خدا ( ص ) بود . اين همان چيزى است كه با تفسير نزاع فدك به عنوان « نزاعى بر سر ولايت » و نه « بر سر مالكيّت » سازگارى دارد ؛ البته نه ولايت به مفهومى كه مؤلّف كتاب حاضر تصوير كرده و آن را به ولايت بر اين آبادى و نظارت بر صرف عايدات آن در امور خيريّه محدود دانسته است ، بلكه ولايت بر اين آبادى به عنوان جزئى از ولايت و حكومت بر همه سرزمينهاى تحت حاكميّت اسلام . گواه جنبهء رمزى فدك گفتگويى است كه ميان امام كاظم ( ع ) و هارون صورت گرفته است . در اين گفتگو هنگامىكه هارون با اصرار فراوان از امام مىخواهد تا حدود فدك را مشخّص فرمايد تا او آن را به امام مسترد كند آن حضرت در پاسخ مىفرمايد : « مرز نخست آن عدن ، مرز دوّم سمرقند ، مرز سوّم آفريقا و مرز چهارم كنارههاى درياست ، پشت جزيرهها و ارمنستان » . ( حضرت آية اللّه