خود و خانوادهء خود را به نحو متعارف تأمين مىكرد .
به همين دليل نگارنده بر اين عقيده است كه فدك ملك خاص رسول اكرم ( ص ) به معنى رايج اين كلمه نبود تا به ارث برسد و آنچنان كه كتب سيره و تاريخ پنداشته است نزاعى بر سر مالكيّت آن رخ دهد .
به گمان نگارنده ، اختلاف مذكور در اين كتب اختلاف بر سر ادارهء فدك و ولايت بر امور آن و مصرف عايدات آن در موارد معيّن خود بوده است ، بدين اعتبار كه اين اراضى در سايهء ولايت عامّه قرار نداشته و داراى ولايت خاصى است كه در اختيار رسول خدا ( ص ) و جانشينان او در خاندانش قرار مىگيرد ، آن سان كه در دوران خلافت عمر سرانجام مسألهء فدك به برقرارى و اعادهء چنين ولايتى انجاميد . « 16 »
هامش
( 16 ) به سبب اهميّت و سابقهء تاريخى بحث در مورد فدك بى مناسبت نيست در اينجا به تأمّلى بيشتر بپردازيم . مسألهء فدك از زواياى گوناگون و نيز جنبه هاى مختلفى قابل بحث و بررسى است و در طول تاريخ نيز اين مسأله از ديدگاههاى متفاوتى مورد مناقشه قرار گرفته است . هرچند ما در اينجا قصد طرح مفصّل ديدگاهها و قضاوتها و داورى در مورد ادلّه و ادّعاهاى مختلف را نداريم ، اما يادآورى چند نكته را در اين باره ضرورى مىدانيم و تفصيل بيشتر را به منابعى كه بدين امر پرداخته است وامىگذاريم : الف : تاريخچهء اجمالى فدك : فدك نام آبادييى در حجاز است كه دو و يا سه روز راهپيمايى ميان آنجا و مدينه فاصله است . در اين آبادى يهوديان سكونت داشتند و پس از فتح خيبر از سوى رسول خدا ( ص ) با آن حضرت مصالحه كردند و بدين ترتيب اين آبادى در ملكيّت رسول خدا ( ص ) قرار گرفت ، چه اين اراضى از سرزمينهايى بود كه به وسيلهء لشكركشى فتح نشد . پس از آن پيامبر ( ص ) اين آبادى را به دختر خويش فاطمه سلام الله عليه تقديم كرد و تا هنگام وفات آن حضرت در اختيار ايشان باقى ماند ، اما در پى وفات رسول اكرم ( ص ) خليفهء اوّل آن را از ايشان ستاند . ( صدر ، محمد باقر ، فدك فى التاريخ / ص ، 22 ، به نقل از ابن حجر ، الصواعق المحرقه ) . هنگامى كه عمر به خلافت رسيد فدك را به وارثان رسول خدا ( ص ) برگرداند . ( امينى ، عبد الحسين ، الغدير ، ج 7 ، ص 194 و فدك فى التاريخ ، ص 22 ) . عثمان نيز پس از رسيدن به