درگذريد » . سپس ادامه داد كه « اى مردم ، خداوند بندهاى از بندگان خويش را ميان انتخاب دنيا و انتخاب آنچه نزد اوست مخيّر ساخته و او آنچه را نزد خداوند است برگزيده است » .
در اين هنگام ابو بكر مراد از اين اشارهء رسول خدا ( ص ) را دريافت و گريست و آنگاه گفت : « بلكه جان و مال و فرزندان همهء ما فداى تو باد » « 4 » .
رسول خدا ( ص ) در اين سخنان در مورد انصار به مردم سفارش كرد ، زيرا آنان همان كسانى بودند كه رسول خدا ( ص ) را پناه داده و او را يارى كردند . اين توصيهء رسول اكرم ( ص ) در عهد خلفاى راشدين و نيز دوران خلافت عمر بن عبد العزيز مورد توجّه قرار گرفت ، امّا نسبت به آنچه در دوران بنى اميّه بر اين گروه گذشت ، خداوند خود بدان آگاهتر است و سزاى آن كردار را خواهد داد .
ج : در حديث ديگرى به نقل از بيهقى و بخارى چنين آمده است :
« فضل بن عبّاس مىگويد : رسول خدا ( ص ) در حالى كه شديدا درد داشت و سر خويش را بسته بود نزد من آمد و فرمود : « اى فضل دست مرا بگير » . من دست او را گرفتم [ و او را به مسجد بردم ] تا اين كه بر منبر نشست . سپس به من فرمود : « به مردم اعلام كن كه « الصلاة جامعه » » . من نيز بانگ زدم كه « الصلاة جامعه » « 5 » و مردم جمع شدند . پس رسول خدا ( ص ) به ايراد خطبه پرداخت و فرمود : « بارى ، اى مردم بار بربستن من از ميان شما نزديك شده است و از اين پس مرا بر اين جايگاه نخواهيد ديد . من نيز ديدهام كه چيزى جز اين مرا سودمند نخواهد بود تا همچنان در ميان شما بمانم . اينك هر كس شلّاق من به پشت او رسيده ، اين پشت من است ، برخيزد و قصاص كند و هر كس نيز مالى از او ستاندهام اين مال من است برخيزد و از آن بردارد و هر كس نيز متعرّض آبروى او شدهام اين آبروى من است برخيزد و انتقام خويش را در اين باره نيز بگيرد و هيچ كس نگويد از كينهء رسول خدا ( ص ) و دشمنى او بدين سبب بيم دارم كه كينه
هامش
( 4 ) - همان . ص 229 .
( 5 ) - اين جمله براى فراخوانى مردم به اجتماع گفته مىشد . - م .