آن حضرت فرمود : « براى اين كه امّت هر چه مىخواهد به گذشتهء خويش بازگردد لقاى پروردگار خويش را برگزيدهام » « 3 » .
از اين روايت چنين برمىآيد كه درود فرستادن يا نماز رسول خدا ( ص ) بر مردگان بقيع و صحابهء وفات يافتهء او قبل از آنى بود كه آن حضرت به بقيع بيايد و آنان را مخاطب سخنان خود سازد . همچنين اين روايت نشان مىدهد كه چگونه رسول خدا ( ص ) آن سان كه در زمان زندگى اصحاب و ياران باوفاى خويش آنان را دوست مىداشت پس از اين كه آنان وفات يافته بودند نيز در آخرين روزهاى حيات خويش مراتب تقدير و سپاس خود از اين ياران را به آنان اعلام مىداشت .
در اينجا روايت ديگرى نيز از سوى ابن اسحاق از ابن مسعود به نقل از عايشه روايت شده است كه گفت : رسول خدا ( ص ) از بقيع بازگشت و اين در حالى بود كه من دچار سردرد شده بودم و از آن ناله مىكردم . چون آن حضرت مرا در اين وضع ديد فرمود : « اى عايشه اين منم كه بايد از درد سر ناله كنم » . سپس به من فرمود : « اى عايشه چه ضرر مىكنى كه بميرى و من تو را غسل دهم و كفن كنم ؟ » من نيز در پاسخ گفتم : « به خداوند سوگند گويا مىبينم كه اگر من چنين كنم [ و بميرم ] تو به همين خانه بيايى و با زنى ديگر همبستر شوى » .
ب : در همين زمان رسول خدا ( ص ) به خوشرفتارى با انصار سفارش كرد .
در اين باره به حديث بيهقى نظرى مىافكنيم :
بيهقى روايت كرده است در زمانى كه رسول خدا ( ص ) بشدّت بيمار بود از خانه به مسجد آمد و بر منبر رفت و پس از حمد و ستايش خداوند اوّلين چيزى كه از آن ياد كرد اصحاب احد بود كه از آنان نام برد و براى ايشان از خداوند آمرزش طلبيد و سپس فرمود : « اى مهاجران ، شما رو به فزونى نهادهايد و انصار بر همان وضع گذشته هستند و افزايش نمىيابند ، در حالى كه آنان پشتيبانان من هستند كه مرا پناه دادند . پس بزرگواران اين قوم را گرامى بداريد و از خطاكاران آنان
هامش
( 3 ) - البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 224 .