تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
در پى همين بيمارى ، آن حضرت در ماه ربيع الاوّل ، بنا بر روايتى در چند روز اوّل ماه و بنا بر روايت ديگر كه اكثر راويان همين را بر مىگزينند در دوازدهم اين ماه و در روز دوشنبه - روزى كه ولادت ، مبعث و هجرت او نيز در آن رخ داده بود - بدرود حيات گفت . در اواخر حيات رسول اكرم ( ص ) نشانه‌هاى حاكى از وداع او با مردم فراوان بود كه از اين جمله سه ماجرا را يادآور مىشويم : الف : عبد اللّه بن عمرو بن عاص از ابو مويهه غلام رسول اكرم ( ص ) روايت كرده است كه گفت : « رسول خدا ( ص ) در نيمه‌هاى شب مرا به بقيع فرستاد و فرمود : « خداوند به من امر كرده است براى مردگان بقيع آمرزش بخواهم » و من نيز بدان جا روانه شدم . در روايت احمد بن حنبل در اين مورد چنين آمده است : ابو مويهه مىگويد رسول خدا ( ص ) فرمان يافت بر مردگان بقيع درود فرستد و او سه بار به بقيع آمد و بر آنان درود فرستاد . در سوّمين بار آن حضرت به من فرمود : « مركبم را براى رفتن زين كن » . [ من اين كار را انجام دادم و ] او بر مركب سوار شد و من پياده او را همراهى كردم و چون به بقيع رسيديم من مركب را ايستاندم و او پياده شد و سپس رو به مردگان بقيع كرد و فرمود : « اينك در مقابل وضعيّتى كه مردم دارند تحمّل آنچه در آن گرفتاريد بر شما آسان باد ، اكنون فتنه‌ها چون پاره‌هاى شبى ظلمانى يكى پس از ديگرى و يكى از ديگرى سخت‌تر آمده است . پس در مقابل آنچه مردم در آن گرفتارند آنچه شما گرفتار آنيد بر شما آسان خواهد بود . سپس آن حضرت [ رو به من كرد ] و فرمود : « اى ابو مويهه ميان اين كه [ گنجينه‌هاى دنيا به من داده شده و ] كليدهايى به من سپرده شود كه اگر آنها را نگيرم پس از من آن گنجينه‌ها بر امتّم گشوده نخواهد شد يا آن كه بهشت و لقاى پروردگار را برگزينم مخيّر داشته شده‌ام » . ابو مويهه مىگويد : گفتم : « پدر و مادرم به فدايت باد ما را برگزين » . امّا