تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
فرمانده اين سپاه و ديگرى را معاون او قرار دهد و در اين صورت نيز خواستهء او تحقّق مىيافت « 1 » . حقيقت امر آن است كه علّت سپردن فرماندهى اين سپاه به اسامه را بايد در چيز ديگرى جست . پدر زيد نخستين فرمانده اسلامى بود كه در جريان رويارويى با روميان به شهادت رسيد . بنابراين چنين چيزى از تدبير و حكمت رسول خدا ( ص ) بود كه امكانات انتقام از قاتلان پدر خويش را در اختيار اسامه قرار دهد تا او از سوى ديگر هم حماسه و شور و التهاب بيشترى براى نبرد با روميان داشته باشد . افزون بر اين اسامه جوان بود و رسول خدا ( ص ) كه مرگ خويش را نزديك مىديد دوست داشت فرماندهى سپاه خود را به يك جوان بسپارد . نكتهء ديگر اين كه زيد اصالة قرشى نبود ، بلكه پدرش در اصل از بردگانى بود كه رسول خدا ( ص ) او را آزاد كرد
هامش
( 1 ) - البتّه اگر در اينجا دقّت بيشترى معمول شود خواهيم ديد كه دو مسأله جداى از يكديگر وجود دارد : يكى نفس قرار دادن آن دو در سپاهى است كه از مدينه دور مىشود و ديگرى سپردن فرماندهى اين سپاه به آن دو . نكتهء مسلّم در اينجا آن است كه براى دور شدن آن دو از مدينه مىبايست آن دو در سپاه قرار داده شوند و آنچه را شيعه در اينجا به عنوان علّت ذكر مىكند علّت قرار داده شدن آن دو در سپاه است و نه علّت اين كه فرماندهى به آنان سپرده نشده است ، زيرا آن خود بحث ديگرى است ، هر چند اگر باز هم تأمّل فزونترى شود روشن خواهد شد كه نسپردن فرماندهى اين سريّه به آن دو - بر خلاف اين كه مؤلّف مىگويد سپردن فرماندهى به آن دو مىتوانست هدف رسول خدا ( ص ) را تحقّق بخشد - اقدامى تكميل كننده در تأمين هدف دور كردن آن دو از مدينه است ، زيرا اگر فرماندهى در اختيار آنان قرار داده شده بود با توجّه به اين كه قريب الوقوع بودن وفات پيامبر را پيش بينى كرده بودند مىتوانستند با سادگى هر چه بيشتر با استفاده از اختيارات فرماندهى ، به بهانهء در خطر بودن مدينه در هنگام ارتحال رسول خدا ( ص ) سپاه را از مدينه دور نكنند و در نتيجه خود نيز در شهر بمانند بىآن كه هيچ سرزنش و ملامتى از اين ناحيه متوجّه آنان باشد ، آن سان كه سرانجام نيز با آن كه به فرمان رسول خدا ( ص ) مىبايست سربازانى تحت امر باشند ، امّا باز هم خطر ملامت شدن بر نافرمانى از فرمانده را به جان خريدند و براى از كف ندادن خلافت به بهانه علاقه به رسول خدا ( ص ) از مدينه دور نشدند . - م .