تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
گريه مىكنى ؟ » در پاسخ گفت : « پس از كمال جز نقصان چيزى نيست » . آن نقصان
هامش
اين عقيده چيزى است كه از عقايد هم مسلكان ما اماميّه برمىآيد » ( منتظرى ، حسينعلى ، ولاية الفقيه ، ج 1 ، ص 405 ) . به عبارت ديگر - براى كسانى كه با منطق رياضى آشناترند - هر يك از انسانها در داشتن حق حاكميّت بر ديگران - قطع نظر از تفويض خداوند - يك صفر است و با اين وصف مىتوان پرسيد : آيا از اجتماع هزاران و بلكه ميليونها صفر حتى يك عدد مثبت يا منفى غير صفر و هيچ به وجود مىآيد ؟ اين ، يك مقدمه و مقدمه‌اى ديگر آن كه مگر نه اين است كه امامت رياست مسلمين در امور دين و دنيا و به نيابت از رسول اكرم ( ص ) است ؟ پس آيا چنان نيابتى بدون تعيينى از جانب منوپ عنه معقول خواهد بود ؟ آيا نه چنين است كه پيامبر دينى كامل آورد ؟ پس آيا امكان داشت او يكى از مسائل و اركان اين دين را كه رياست و پيشوايى است بيان نشده بگذارد ؟ مگر نه اين است كه ابو بكر براى خلافت پس از خود چاره انديشيد ؟ پس آيا مىتوان گفت رسول خدا ( ص ) از او غافلتر بود ؟ مگر آن كه بگوييم ابو بكر بمراتب از پيامبر ( ص ) افضل و اعقل بود ، چه اين كه رسول خدا ( ص ) بيست و سه سال پيشوايى مسلمانان كرد و با اين وجود لزوم تعيين خليفه و مصالحى كه در اين مهم وجود دارد به ذهن او نرسيد ، ولى ابو بكر تنها كمتر از سه سال بر مسلمانان حكومت كرد و اين مسأله را درك نمود و مورد توجّه قرار داد ؟ ( ولاية الفقيه ، ج 1 ، ص 48 ، به نقل ) . مگر درك پيامبر ( ص ) از درك عايشه كمتر بود كه به تعيين جانشين و اهميّت آن پى نبرد امّا عايشه آن را كشف كرد و به عبد اللّه بن عمر گفت : « فرزندم ، سلام مرا به عمر برسان و به او بگو امّت محمّد را پس از خود بىچوپان مگذار و در ميان آنان خليفه‌اى تعيين كن و آنان را پس از خود رها و بىصاحب مگذار كه من از فتنه بر آنان بيم دارم » ( ولاية الفقيه ، ج 1 ، ص 48 ، به نقل از الامامة و السياسه ، ج 1 ، ص 28 ) ؟ آيا هشيارى و يا دلسوزى پيامبر ( ص ) نسبت به اسلام از عبد اللّه بن عمر كمتر بود كه به پدرش مىگويد : « شنيدم مردم چيزى مىگويند و بر آن شدم آن را برايت نقل كنم . مردم گمان كرده‌اند تو خليفه‌اى تعيين نمىكنى ، در حالى كه اگر چوپانى براى شتران يا گوسفندانت داشته باشى و آنگاه او نزد تو برگردد و گله را تنها بگذارد به عقيده‌ات [ گله‌را ] تباه و ضايع كرده است » ( همان ، به نقل از صحيح مسلم ، ج 3 / حديث 455 ، كتاب امارت ، باب 2 ) ؟