تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
رسول خدا ( ص ) ايراد فرمود اظهاراتى آمده كه شيوهء على ( ع ) را مورد تأييد قرار مىداد زيرا آن حضرت فرمود : « اى مردم از على ( ع ) شكايت مكنيد كه او از اين خداترس‌تر است كه بتواند كارى كند كه مورد شكايت قرار گيرد » . در برخى از روايات صحيح آمده است كه رسول خدا ( ص ) در طى اين خطبه على ( ع ) را در جانب راست خود ايستاند و آنگاه دست او را گرفت و بلند كرد و سپس به مردم فرمود : « اى مردم آيا من براى هر كسى از خود او نسبت به خودش اولى و صاحب اختيارتر نيستم ؟ » در پاسخ گفتند : « چرا » . پس فرمود : « پس اين مولى و صاحب اختيار هر كسى است كه من صاحب اختيار او بوده‌ام . پروردگارا به ولايت خويش گير هر كه او را به ولايت گرفته و دشمن بدان آن را كه او را دشمن داشته است » . پس از اين حديث عمر با على ( ع ) برخورد كرد و در اين برخورد به آن حضرت گفت : « مباركت باد كه مولاى من و مولاى هر زن و مرد مؤمن شدى » . گفتنى است كه حديث ولايت را صاحبان سنن اربع و نيز احمد بن حنبل هر كدام به طرق صحيح و معتبرى روايت كرده‌اند و اين حق نيز بود كه على ( ع ) نزديكترين و سزاوارترين اصحاب رسول خدا ( ص ) باشد . اما نگارنده پيش از اين بيان كرده است كه اين حديث على رغم صحّت آن بر اين دلالت نمىكند كه على ( ع ) در جانشينى پيامبر ( ص ) از ابو بكر و عمر اولى بود ، زيرا امر خلافت مستلزم ملاحظهء شرايط فراوانى است كه از جمله آنها محبّت و دوستى رسول خدا ( ص ) مىباشد ولى اين محبّت همهء آن شرايط نيست و بنابراين محبّت رسول خدا ( ص ) با كسى باعث آن نمىشود تا جز او صلاحيّت خلافت را نداشته باشد ،
هامش
چگونه مىتوانيد در اينجا مدّعى شويد خطبهء رسول خدا ( ص ) براى شكستن جوّ نارضايتى سپاهيان به علّت باز پس گرفتن لباسهاى فاخر از آنان از سوى على بود ؟ با آن كه در اين زمان هنوز على به يمن بازنگشته بود تا با مسألهء تقسيم شدن اين لباسها روبرو شود و با آن برخورد كند . آيا از اين بازى با كلمات - كه از ناميدن بازى با حقايق تاريخى بر آن ابا دارم - خنده‌تان نگرفته است ؟ - م .