تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
در سر داشت كه كار او و عثمان به خاطر نهى رسول خدا ( ص ) از اين نوع حج بوده در حالى كه حقيقت آن است كه آن حضرت هيچ يك از انواع سه گانهء حج را نهى نكرد و بويژه حجّ تمتّع مورد تصريح قرآن نيز قرار گرفته است و در چنين شرايطى هيچ كس - از هر جايگاه و پايگاهى در ميان مسلمانان برخوردار باشد - نمىتواند آنچه را قرآن كريم جايز دانسته و به بيان احكام آن پرداخته است حرام كند و مورد نهى قرار دهد . البتّه عمر اين كار را براى مصالحى اجتماعى كه خود مىديد انجام داد و بسيارى از صحابه با او مخالفت كردند و حتّى پسرش عبد اللّه بن عمر نيز با او موافق نبود . روايت شده است عبد اللّه معتقد به حجّ تمتّع و يا حجّ قران بود و هنگامى كه كسى به او گفت : « پدرت از عمرهء [ همراه حج يا همان حجّ تمتّع و متعه حج ] نهى كرده است » در پاسخ گفت : « آيا فرمان رسول خدا ( ص ) براى پيروى كردن از آن شايسته‌تر است يا فرمان پدرم ؟ » . ابن عبّاس نيز در پاسخ كسانى كه با استدلال به شيوهء عمر به مخالفت با او در جواز متعه حج و حجّ قران برخاسته بودند مىگفت : « نزديك است كه از آسمان بر شما سنگ ببارد ! من به شما مىگويم رسول خدا ( ص ) چنين گفت و شما در پاسخ مىگوييد ابو بكر و عمر چنين گفتند » .

انجام مناسك حج

760 - رسول خدا ( ص ) پس از آن كه در ميقات ذى الحليفه به نيّت حجّ قران محرم شد و تلبيه گفت به راه خود به سوى مكّه ادامه داد تا زمانى كه به ذى طوى رسيد . او نماز صبح را در آنجا برگزار كرد و در همان روز غسل كرد و از گذرگاه مشرف به جحون وارد مكّه شد و سپس به راه خود ادامه داد تا زمانى كه به مسجد الحرام وارد شد و رو به كعبهء شريف ايستاده ، گفت : « پروردگارا ، بر شرافت ، عظمت و ابهت خانهء خويش بيفزاى » .