و خير خواه امّت شدى » . پس آن حضرت انگشت خويش را به سوى آسمان بلند كرد و از مردم خواست كسانى كه در آنجا بودهاند به كسانى كه نبودهاند برسانند .
در سطورى كه گذشت ابن قيّم جوزى خلاصهاى از مضامين خطبهء رسول خدا ( ص ) را ذكر كرده امّا با اين حال متن آن خطبه را متذكّر نشده است و ما به علّت اين كار او پى نبرديم . امّا ابن اسحاق در سيره خود متن كامل خطبه را آورده است .
او مىگويد :
رسول خدا ( ص ) مناسك حجّ خود را پى گرفت و اين مناسك را به مردم نشان داد و آيينهاى حج را به آنان آموخت و در ميان آنان به ايراد خطبه پرداخت و حقايقى را براى آنان روشن ساخت .
او در اين خطبه پس از حمد و ستايش خداوند چنين فرمود : « اى مردم به سخن من گوش فرا داريد كه من نمىدانم شايد كه پس از اين سال هرگز شما را در اين جاى ملاقات نكنم .
اى مردم ، بسان حرمت اين روز و حرمت اين ماه جان و مال شما بر همديگر حرام است و شما با پروردگار خويش ملاقات خواهيد كرد و او دربارهء كردارتان از شما پرسش خواهد كرد و اينك من آنچه گفتنى بوده گفتهام . پس هر كس امانتى در دست دارد ، آن را به كسى كه وى را امين خويش قرار داده است برگرداند .
همه رباهاى جاهليّت ملغى مىشود و تنها اصل سرمايههايتان از آن شماست و در اين مقدار نه ستم مىكنيد و نه مورد ستم قرار مىگيريد . خداوند چنين مقرّر داشته است كه ديگر ربا حرام است . اكنون [ براى اوّلين قدم ] رباهاى عمويم عبّاس [ و مطالبات او از مردم به مقدارى كه رباست ] همه باطل است .
خونبهاى هر خونى كه در جاهليّت بر زمين ريخته شده ملغى و بىاثر است و نخستين خونى كه آن را بىاثر اعلام مىكنم [ و موجبى براى انتقام آن وجود نخواهد داشت ] خون عموزادهام ربيعة بن حارث بن عبد المطلب است كه در ميان بنى ليث شير خورده بود و هذيل او را به قتل رساندند . اين اوّلين خونى از خونهاى ريخته شده در جاهليّت است كه من با آن آغاز مىكنم .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 643
مساهمون: حسين صابري
ص٦٤٣