آن دو اگر براى هميشه اين شيوه رواج مىيافت كه با انجام عمره تمتّع و حجّ آن اعمال حج و عمره تنها در ماههاى حج صورت گيرد در طول سال كسى به زيارت خانهء خدا نمىرود و اين در حالى بود كه آن دو دوست داشتند در طول سال اين خانه زائر داشته باشد .
عثمان نيز از همين شيوهء عمر پيروى كرد و [ حجّ تمتّع را ممنوع كرد ] زيرا او در هنگام بيعت با وى به عنوان خلافت تعهّد كرده بود بر اساس كتاب خدا ، سنّت رسول او و سنّت شيخين عمل كند .
انتخاب حجّ افراد [ و منع حج تمتّع يا متعه حج ] شيوهاى بود كه عمر آن را مرسوم كرد و بسيارى از صحابه از جمله علىّ بن ابى طالب ، سعد بن ابى وقاص ، عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن عمر و عايشه با آن مخالف بودند و آن را نمىپذيرفتند .
ابو داوود و احمد بن حنبل روايت كردهاند كه يك روز معاويّه در جمع گروهى از اصحاب رسول خدا ( ص ) از آنان پرسيد : « شما را به خداوند سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه رسول خدا ( ص ) از نشستن بر پوست ببر نهى كرد ؟ » گفتند : « بله مطمئنا » . پرسيد : « آيا مىدانيد كه رسول خدا ( ص ) از پوشيدن طلا - مگر آن كه قطعه طلايى همراه شخص باشد - نهى فرمود ؟ » گفتند : « مطمئنا آرى » .
پرسيد : « آيا مىدانيد كه رسول خدا ( ص ) از نوشيدن در ظروف طلا و نقره نهى كرد ؟ » گفتند : « مطمئنا آرى » . آنگاه پرسيد : « آيا مىدانيد كه او از متعه [ يعنى متعه حج و به جاى آوردن حجّ تمتّع ] نهى كرد ؟ » گفتند : « نه [ رسول خدا ( ص ) چنين نفرموده است ] » . در اين هنگام معاويّه گفت : « به خداوند سوگند من از اين كار منع مىكنم » .
اين ماجرا نشان مىدهد كه معاويّه نيز همان شيوهاى را در پيش گرفت كه قبل از او عمر و عثمان به لحاظ پارهاى از مصالح اجتماعى آن شيوه را اتّخاذ كرده بودند . شايد هم معاويّه خود گمان داشت و يا قصد ايجاد چنين گمانى را در ديگران
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 639
مساهمون: حسين صابري
ص٦٣٩