تمام مناسك حج را به پايان رساندند ، و كسانى هم كه براى حجّى تنها تلبيه به جاى آورده بودند از هيچ يك از محرّمات احرام بيرون نيامدند تا زمانى كه مناسك حج را به پايان رساندند و گروهى كه تنها براى عمره تلبيه ادا كرده بودند پس از طواف كعبه و سعى و صفا و مروه از احرام بيرون آمدند تا ديگر بار براى حج محرم شوند » .
اين روايت از دو مسأله حكايت دارد :
الف : اين كه رسول خدا ( ص ) خود حجّ قران به جاى آورده بود و در عين حال هيچ يك از مسلمانان را به انتخاب اين نوع از حج وادار نساخته بود ، زيرا شايد در ميان مسلمانان كسانى بودند كه قدرت اختصاص قربانى را نداشتند و شايد هم كسانى وجود داشتند كه نمىتوانستند پرهيز از محرّمات احرام را در مدّتى طولانى تحمّل كنند و به همين دليل نيز رسول خدا ( ص ) آنان را در انتخاب هر يك از انواع سه گانهء حجّ افراد ، قران و تمتّع آزاد گذاشت و تنها واجبات و وظايف هر يك از اين سه نوع را بيان داشته ، از هيچ كدام از آنها نهى نفرمود و حتّى بيان نكرد كه كدام يك از اين سه از ديگر انواع برتر و بافضيلتتر است ، هر چند نوع برتر ، خود از رفتار و سيرهء عملى رسول خدا ( ص ) و نه از گفتار و سيره قولى او روشن مىشود و البتّه شايد هم از اين كه آن حضرت مسلمانان را در انتخاب هر يك از اين سه آزاد گذاشت و نوعى را برتر بر ديگر انواع اعلام نكرد چنين برداشت شود كه هر سه نوع حج با يكديگر مساوى است .
امّا حقيقت مطلب آن است كه هر يك از اين سه نوع در حالتى فضيلت و رجحان خاصّ خود را دارد زيرا در حال ضعف و ناتوانى يا عدم قدرت بر اختصاص قربانى همان نوع كه آسانتر است افضل مىباشد ، چرا كه رسول خدا ( ص ) در هيچ جا ميان دو عمل كه يكى آسانتر بود مخيّر قرار داده نمىشد مگر آن كه همان آسانتر را - مشروط بر اين كه گناه نباشد - برمىگزيد .
در اين ميان عمر و به تبع او عثمان بر اين عقيده بودند كه نوع افراد از ديگر انواع بهتر است تا خانهء خدا در همه ايّام سال زائرانى داشته باشد ، چرا كه به عقيدهء
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 638
مساهمون: حسين صابري
ص٦٣٨