تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
به هر حال صرف نظر از وضعيّت اين گروه كه دعوت اسلامى به آنان رسيده و از اسلام آگاهى يافته بودند ، آنچه مسلّم است اين مىباشد كه ديگر تبليغ رسالت خداوندى پايان يافته و آگاهيهاى دينى كامل شده بود و رسول خدا ( ص ) در اين شرايط موظّف نبود هدايت را به دلها وارد كند ، بلكه او تنها وظيفه داشت رسالت الهى را ابلاغ كند ، مردم را بترساند و آنان را مژده دهد ، آن سان كه خداوند مىفرمايد : « تو تنها هشدار دهنده‌اى و هر قومى را هدايتگرى است » « 5 » . بنابراين رسول خدا ( ص ) تنها وظيفه داشت چشمهء گواراى معرفت را به مردم بشناساند و اين مردم بودند كه مىبايست بدين چشمه درآيند تا هر كس بدان درآيد از آن سيراب شود و هر كس نيز از آن روى برتابد در بدبختى و شقاوت بماند . رسول خدا ( ص ) تا اين زمان رسالت خويش را از دو جنبه كامل كرد : الف : اين كه تمامى احكام و شريعت به صورت كامل بر او نازل شده بود ، زيرا اصول شريعت بر او نازل شده و وى آنها را به اصحاب آموخته بود تا پس از اين اين بار را به صورت كامل بر دوش كشند . او احكام عبادات و منهيّات اجتماعى ، و نحوهء روابط اجتماعى زمينه‌هاى روابط افراد با همديگر و نيز روابط دولت اسلامى با ديگران ، احكام جنگهاى اسلامى كه جنگ براى فضيلت است و هر آنچه را كه انسان را در راه صلح و سعادت و كمال پيش مىبرد بيان كرده بود . ب : او دعوت اسلامى را به طور كامل به اعراب منتقل ساخته بود تا پس از او همهء مبلّغان اين آيين يا حاميان تبليغ باشند و علمايشان بار تبليغ را بر دوش كشند و ديگران از آن حمايت كنند . بنابراين ، در چنين شرايطى پس از تكميل شدن همه چيز جز وداع با مردم براى آن حضرت نمانده بود « 6 » .
هامش
( 5 ) - رعد / 7 . ( 6 ) - البتّه هنوز يك ركن ديگر از اركان دعوت اسلامى و از ستونهاى اين دين مانده بود كه مىبايست رسول خدا ( ص ) همّت خود را بدان سوى معطوف بدارد . اين همان چيزى است كه خداوند