خداوند اين صلح را فتح المبين ناميده و واقعا نيز اين ماجرا فتحى بزرگ براى اسلام و مسلمين است ، چرا كه در پى اين صلح دلهايى نرم شد كه گريزان و نافرمان بود و گوشهايى شنواى حق شد كه تا آن زمان از شنيدن اين ندا كر بود . به عبارتى ديگر اگر بنا بود فتح نهايى در زمانى ديگر صورت گيرد اكنون در جريان اين صلح نور تمدن اسلام دلها را فتح كرده بود . حتى پس از اين صلح برخى از همين افراد قريش به اسلام و شناخت اهداف و اصول و تحقيق در اين مسأله و دريافت اين حقيقت كه اسلام حقّ و آيين خرد و دين ابراهيم است رو مىآوردند و قبايلى هم كه امارات و نشانههاى نبوّت را مىديدند امّا در انتظار قريش و تصميم نهايى آنها دربارهء محمّد ( ص ) بودند كم كم گوش جان به نداى اسلام مىسپردند و دل بدان سوى متوجّه مىساختند و بدين ترتيب بود كه بسيارى اسلام آوردند و بسيارى ديگر نيز مهيّاى پذيرش اسلام شدند تا آنجا كه زمانى كه رسول خدا ( ص ) به كار برانداختن پايگاه يهوديان در جزيرة العرب پرداخت تقريبا همهء اعراب در اين حركت پشتيبان و همراه او بودند .
در حالى كه قدرت روم قدرتى رعبآور بود كه از آن بيم داشتند و حتّى برخى از اعراب نه از روى شوق بلكه به علّت ترس تسليم اين قدرت بودند هنگامى كه رسول خدا ( ص ) به نبرد روميان شتافت همهء اعراب دريافتند كه اسلام در آستانهء چيرگى بر قدرت و سلطهء سفيدپوستان روم است . هنگامى كه اعراب مشاهده كردند محمّد ( ص ) آن هاشمى قرشى عرب به نبرد روميان مىشتابد نوعى عزّت و سربلندى را براى عرب احساس كردند كه ناگزير مىبايستى خود را با آن همراه كنند . اين اعراب اگر چه در رنج و گرفتارى و در بدبختى همراه روميان بودند ، امّا غزوهء تبوك آنان را بدين رهنمون ساخت كه به عزّت خويش بينديشند و با روميان همراهى نكنند . بىترديد ، همين احساس دلهاى آنان را مهيّاى آن مىساخت كه اسلام را درك نمايند و در اصول و اهداف آن تدبّر و تفكّر كنند و دريابند كه اين تنها راه عزّت و سربلندى آنان و رهايى از نفوذ ستمبار روميان است .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: حسين صابري
ص٦٢٧